{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون موقع ها که از طرف مدرسه میرفتیم اردو

اون موقع ها که از طرف مدرسه میرفتیم اردو
انقد تو ماشین برای سلامتی " آقای راننده" صلوات میفرستادیم

فک کنم اگه راننده سرطانم داشت همون شب شفا پیدا می کرد...^_^
والااا
خداییش اینجوری نبود؟ ('⌒')
دیدگاه ها (۵)

دیدین ی عده اے از دوستان بی سر و صدا میان یهو ۱۰۰ تا از پستا...

ംംംംംംംംംംംംംببین...!!برو.....خب؟من که نمیگم وایسا....من که ...

✘عشــــــــق✘ ❣ هميــــن خـــنده هاي ســـاده ي تـــوست...وقـ...

بعله خو!!!:-D

رومان عشق بینھایت پارت1از زبان ملیسا امروز اولین روز مدرسه ه...

رومان عشق بینھایت پارت1از زبان ملیسا امروز اولین روز مدرسست ...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

ᴘᴀʀᴛ ۲۶ | یه حس عجیبچند هفته از شروع مدرسه گذشته بود.آرا کم‌...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟏یه مرد..یه شنل مشکی پو...

عکس اتاق خواب ارا 1-2لباس فرم مدرسه 3ᴘᴀʀᴛ ۲۵ | دوست جدیداولی...

سناریو جونگکوک

عشق بی پایان

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط