مثلث عشقی من
مثلث عشقی من
پارت ۱۵:
ا/ت ویو
چجوری آنقدر زود تغییر مود داد؟
داشتم فکر میکردم که چشمم خورد به همون پسره که ارباب بهش میگه کیم
ا/ت: ارباب این آقای کیم کیه؟ ( زمزمه )
کوک: اون کیم تهیونگه دشمن من ۲۸ سالشه یه موجود رو مخ و مرموز ( زمزمه )
ا/ت: که اینطور که چشمم خورد به همون کیم یا همون تهیونگ داشت با پوزخند نگاهم میکرد که دیدم داره میاد طرف ما تو دلم گفتم ای وای الان دعوا میشه اما در کمال تعجب....
تهیونگ ویو
آروم رفتم طرف میز جئون
ته: سلام جناب جونگکوک خیلی وقت بود ندیدمت
کوک: همچنین جناب کیم
ته: خانم رو معرفی نمیکنی؟
کوک: به شما مربو...
ا/ت: ا/ت هستم ، جانگ ا/ت
ته: چه خانم با کمالاتی
ا/ت: ممنونم ( با خجالت )
نگاهم رفت سمت جونگکوک که دیدم رگ گردنش زده بیرون معلومه که عصبانیه از چشاش آتیش میباره و منم با پوزخند نگاهش میکردم که با عصبانیت به ا/ت نگاه میکرد
کوک ویو
با خشم به ا/ت زل زده بودم که متوجه پوزخند مزخرفی داشت نگاهم میکرد
دلم میخواست خفش کنم فکر کنم از عصبانیت قرمز شدم
ا/ت: ای وای عشقم خوبی؟ بیا یه لیوان آب بخور
کوک: ممنون عشقم
.
.
.
ادامه دارد...
پارت ۱۵:
ا/ت ویو
چجوری آنقدر زود تغییر مود داد؟
داشتم فکر میکردم که چشمم خورد به همون پسره که ارباب بهش میگه کیم
ا/ت: ارباب این آقای کیم کیه؟ ( زمزمه )
کوک: اون کیم تهیونگه دشمن من ۲۸ سالشه یه موجود رو مخ و مرموز ( زمزمه )
ا/ت: که اینطور که چشمم خورد به همون کیم یا همون تهیونگ داشت با پوزخند نگاهم میکرد که دیدم داره میاد طرف ما تو دلم گفتم ای وای الان دعوا میشه اما در کمال تعجب....
تهیونگ ویو
آروم رفتم طرف میز جئون
ته: سلام جناب جونگکوک خیلی وقت بود ندیدمت
کوک: همچنین جناب کیم
ته: خانم رو معرفی نمیکنی؟
کوک: به شما مربو...
ا/ت: ا/ت هستم ، جانگ ا/ت
ته: چه خانم با کمالاتی
ا/ت: ممنونم ( با خجالت )
نگاهم رفت سمت جونگکوک که دیدم رگ گردنش زده بیرون معلومه که عصبانیه از چشاش آتیش میباره و منم با پوزخند نگاهش میکردم که با عصبانیت به ا/ت نگاه میکرد
کوک ویو
با خشم به ا/ت زل زده بودم که متوجه پوزخند مزخرفی داشت نگاهم میکرد
دلم میخواست خفش کنم فکر کنم از عصبانیت قرمز شدم
ا/ت: ای وای عشقم خوبی؟ بیا یه لیوان آب بخور
کوک: ممنون عشقم
.
.
.
ادامه دارد...
- ۳۲۵
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط