دلی سر بلند و سری سر به زیر

دلی سر بلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده‌ایم

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

چو گلدانِ خالی لب پنجره
پر از خاطراتِ ترک ‌خورده‌ایم

اگر داغِ دل بود، ما دیده‌ایم
اگر خونِ دل بود، ما خورده‌ایم

اگر دل دلیل است، آورده‌ایم
اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم

اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم
اگر خنجرِ دوستان، گُرده‌ایم

گواهی بخواهید، اینک گواه
همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم

دلی سر بلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده‌ایم
دیدگاه ها (۲)

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایمولی دل به پاییز نسپرده‌ایمچو گلدان...

چند پارتی بازی ممنوع

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

بسم‌الله الرحمن الرحیم🇮🇷«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی...

+ ( یوشیرو تو نمیتونی.... ما... ما ازدواج کردیم من زنتم!) و ...

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایمولی دل به پاییز نسپرده‌ایمچو گلدان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط