{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمق نگاهش همچون ژرفای اقیانوس بود؛ عطرش، دلپذیرترین رایحه

عمق نگاهش همچون ژرفای اقیانوس بود؛ عطرش، دلپذیرترین رایحه‌ای بود که تا آن زمان استشمام کرده بودم. کاش... میتوانستم دوباره او را در اغوش بگیرم... حیف که دستش از این دنیا کوتاه است.
دیدگاه ها (۳)

[•] عمارت عشق [•] part:  9چویا سرشو به سینه ی دازای فشار مید...

یه معرفی کنم؟ 😃✨خب اسمم تو واقعیت مرسانا هستش 🤦‍♀️ اهل عراقم...

[•] عمارت عشق [•]                      part: 8چویا خشکش زد. ...

[]عمارت عشق[]Part:7چویا رفت خونه . هیکارو خیلی ازش کار کشیده...

مگر می‌شود از آن یار دست کشید؟وقتی بوی عطرش، چون باد از اسکا...

دوباره به من مینگرد با همان موهای سیه به رنگ چشمانش، اما ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط