{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرباز که بودم

سرباز که بودم
رو به اتاقِ تو
پُست می‌دادم
دلم می‌خواست سمتِ شما
امن‌ترین نقطه در جهان باشد!

#رسول_ادهمی
دیدگاه ها (۲)

به یاد داری هر روز در یک جای شهر قرار عاشقانه داشتیم!حالا که...

بعد از تو ، بگواین من بیچاره چگونهدر یک چمدان جا بدهم "خاطره...

ما زندگی کردیم و ترسیدیمدر روزهای سرد پر تشویشدر ایستگاه متر...

این چشمه‌ای که بر سر خود می ‌زند مدامفواره نیست طاقت سر رفته...

تقدیم به تویی که داری این پست رو می بینی اره با خود تو 🫵❤😻

#گل رز و خار پارت سوم ترسیده بودم ، اون برای چی اینجاست پدرم...

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط