{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما زندگی کردیم و ترسیدیم

ما زندگی کردیم و ترسیدیم
در روزهای سرد پر تشویش
در ایستگاه متروی سرسبز
در ایستگاه متروی تجریش

#حامد_ابراهیم_پور

"این ۴ خط شعر
۷ سالِ آخرِ زندگیه منو گفت ..."
#تُفففففففف
"حالم بد شد"
دیدگاه ها (۱)

سرباز که بودمرو به اتاقِ توپُست می‌دادمدلم می‌خواست سمتِ شما...

به یاد داری هر روز در یک جای شهر قرار عاشقانه داشتیم!حالا که...

این چشمه‌ای که بر سر خود می ‌زند مدامفواره نیست طاقت سر رفته...

وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازه ای داره...

از تو چه پنهان عاشقت بودم

پارت ۴۵:سکوت عاشقانه(Rose)۲۰ ام آوریل سال ۱۹۹۸.(سولار)به طور...

هفت نگاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط