{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همان رنگ و همان روی

همان رنگ و همان روی
همان برگ و همان بار
همان خنده ­ی خاموش در او خفته بسی راز....
#شاهدختـ
دیدگاه ها (۱)

چمدانت را می بستی مرگ ایستاده بود نفس هایم را می شمرد .......

باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی زبگذشته ای دور....#شاهدختـ

چه کرده ای توبادلم که ازتوپیش دیگران گلایه هم که میکنم شعرحس...

باکلمات که گرم بگیری شعرمےشوند....#شاهدختـ

ماده ی قرمز رنگ نه بگو تا یاد بگیری بهت نخندنبگو روی چاه زاد...

درباره ی خودت منفی حرف نزن. .. اصکی از روی فیلما بدون اجازه ...

جغدی نحس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط