دورها ..

دورها ..
پس از آن
حالا میخواهم به صداها
گوش دهم
میشنوی صدایِ برخورد
پاهایشان رویِ زمین،
گذر کردنشان
صدایِ چشم‌ها .. آن چشم‌هایی که
منتظرند
و چشم‌هایی که وداع
میکنند ،
صدایِ کمانچه‌یِ کلھر
صدای باران آخ باران میدانم برای
تو آشناست ..
اینھا صدایِ تنھایی
انسان است !
دیدگاه ها (۲)

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

غریب به این معنا نیست که کسی را ندارم...غریب به این معنی نیس...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_اول آ...

زندگی را سپاسبرای موهبت‌های بسیارشبرای چشمانی که به من دادتا...

شعر .زندگی. حرکت .وتو پویاتر از همیشه .

در جست و جوی حقیقت(پارت12)

#پاییز_زیباپاییز یعنی صدای هو هوی باد پیچیده در علفزار...پای...

موسیقی به «صوتی گفته می شود که از آلات موسیقی، پدید آید»در ر...

نقص هایت را می پرستم پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط