درون سینه دل خسته از دویدن بود

درونِ سینه دلۍ خسته از دویدن بود !

کھ در هواۍ وصال تو از نفس افتاد
دیدگاه ها (۰)

من از آن تافته‌های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم.ام...

؛مامان همه‌یِ برق‌های خونه رو خاموشکرده و نور زرد چراغ گوشه‌...

دورها ..پس از آن حالا میخواهم به صداهاگوش دهم میشنوی صدایِ ب...

درد فراق را به ڪدامین مطب برم؟رفع غم حبیب ڪه ڪار طبیب نیست

عشق منتو را نمی توان دوست داشتباید عاشقت بودمثل نفس در سینه ...

در سینه من یک تو نفس می کشدگاهی، بی نهایت عاشق استو گاهی آنق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط