{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام به در نگاه می کنم

نشسته ام به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد
نیامدی و دیر شد!

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۳)

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

‌درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده...

A friend is someone who knows all about you and still loves ...

بـر خـوان زمـانه مـهمـانیم هـمهوز منزل خویش بی نشانیم همهای...

هوشنگ ابتهاج گفت:خیال دیدنت چه دلپذیر بود، جوانیم در این امی...

جوانی‌ام در این امید پیر شد امیدم نا امید شد و جوانی کردنم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط