گمانم...اشک هایم را نم دیوار می فهمد
گمانم...اشک هایم را نم دیوار می فهمد
شکستن زیر باران را خم دیوار می فهمد
تمام حرفهای خیس و تب دار نگاهم را
سکوت تلخ و گنگ و مبهم دیوار می فهمد
سرود غصه ها را با دلی پرسوز میخوانم
صدای زیر آهم را بم دیوار می فهمد
فشار بغض های آجری بر پشت چشمانم
تحمل را ستون محکم دیوار می فهمد
من از وقتی که لبخندم ترک برداشت فهمیدم
زبانم را شکاف پر غم دیوار می فهمد........
شکستن زیر باران را خم دیوار می فهمد
تمام حرفهای خیس و تب دار نگاهم را
سکوت تلخ و گنگ و مبهم دیوار می فهمد
سرود غصه ها را با دلی پرسوز میخوانم
صدای زیر آهم را بم دیوار می فهمد
فشار بغض های آجری بر پشت چشمانم
تحمل را ستون محکم دیوار می فهمد
من از وقتی که لبخندم ترک برداشت فهمیدم
زبانم را شکاف پر غم دیوار می فهمد........
- ۷۷۵
- ۲۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط