{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک هایم را نم دیوار میفهمد

اشک هایم را نم دیوار میفهمد
شکستن زیر باران را خم دیوار میفهمد

تمام حرف های خیس و تب دار نگاهم را
سکوت تلخ و گنگ و مبهم دیوار میفهمد

سرود غصه ها را با دلی پر سوز میخوانم
صدای زیر آهم را بم دیوار میفهمد

فشار بغض های آجری بر پشت چشمانم
تحمل را ستون محکم دیوار میفهمد

من از وقتی که لبخندم ترک برداشت فهمیدم
زبانم را شکاف پرغم دیوار میفهمد
دیدگاه ها (۲)

نشد که زندگی ام را کمی تکان بدهینخواستی سر این عشق امتحان بد...

چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم؟!لکنت شعر و پریشانی و جنحال ...

تو که از دیدن هر منظره دلخواه تریمی توانی به نگاهی دل ما را ...

نمیبخشمت p.23

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

گمانم اشک هایم را نم دیوار میفهمدشکستن زیر باران را خم دیوار...

گمانم اشک هایم را نم دیوار میفهمدشکستن زیر باران را خم دیوار...

گمانم اشک هایم را نم ديوار میفهمد ...

گمانم...اشک هایم را نم دیوار می فهمدشکستن زیر باران را خم دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط