#عشق_بی_رحم
#عشق_بی_رحم
لیا:(تو ذهنش)خوبه الان انتقام خوبی میگیرم
(پایان)
(فردا صبح)
تهیونگ:بلند شدم و دست و صورت مو شستم و لباس پوشیدم رفتم صبحانه خودم سوار ماشین شدم و رفتم پیش لیا...
ات:صبح که بیدار شدم رفتم کار های لازم و انجام دادم لباس و موهام و مرتب کردم و صبحانه خودم رفتم تو ماشین از اونجایی که ایزول باهام کار داشت رفتم پیشش....
(رسیدن به مقصد هم ات هم تهیونگ)
تهیونگ:تو اینجا چیکار میکنی؟
ات:شما اینجا چیکار میکنین آقای کیم؟
ایزول:بیاید اینجا دیگه
ات:تو گفتی بیاد؟
لیا:سلام ته و اتی
ات:چی میخوای؟
ایزول مگه نگفتی تنها کارت دارم؟
ایزول:خوب راستش بیا اینجا
(ایزول به ات گفته بود که بیام کاخ چانگ دیوک گانگ اونجا خیلی خوشگل و یکی از جاهای دیدنی بود که امروز برنامه داشتیم با هم بریم اونجا ولی اونجا روی پل بودیم و کناره های پل همه آب بود و عمق اونجا خیلی زیاد بود...
رفتم پیش ایزول که یهو....
ایزول:ااااوای ات تهیونگ کمکش کن(گوزخند ریزی)
(اوب=نفس بریده زیر آب)
ات:اوب کم...کمکم کن...اوب کنید..
داشتم کم کم خفه میشدم و میرفتم زیر آب یه لحظه فکر کردم دارم میمیرم ولی....
تهیونگ:دیدم ات داره خفه میشه سریع شیرجه زدم تو آب و رفتم از زیر آب آوردمش بالا و بردمش به خشکی دیدم نفس نمیکشه راه چاره ای نداشتم جز تنفس دهان به دهان(جوننننننننننننننننننننننننننن😂)تنفس دهان به دهان که انجام دادم بهوش اومد
و نفس کشید و خیالم و راحت کرد...
ات:ممنونم
تهیونگ:سکته کردم خودت افتادی یا ایزول انداختت
ات:ایزول بود
ادامه دارد🖤
شرایط:🕸️
10 لایک
2 فالو
30 تا کامنت
لیا:(تو ذهنش)خوبه الان انتقام خوبی میگیرم
(پایان)
(فردا صبح)
تهیونگ:بلند شدم و دست و صورت مو شستم و لباس پوشیدم رفتم صبحانه خودم سوار ماشین شدم و رفتم پیش لیا...
ات:صبح که بیدار شدم رفتم کار های لازم و انجام دادم لباس و موهام و مرتب کردم و صبحانه خودم رفتم تو ماشین از اونجایی که ایزول باهام کار داشت رفتم پیشش....
(رسیدن به مقصد هم ات هم تهیونگ)
تهیونگ:تو اینجا چیکار میکنی؟
ات:شما اینجا چیکار میکنین آقای کیم؟
ایزول:بیاید اینجا دیگه
ات:تو گفتی بیاد؟
لیا:سلام ته و اتی
ات:چی میخوای؟
ایزول مگه نگفتی تنها کارت دارم؟
ایزول:خوب راستش بیا اینجا
(ایزول به ات گفته بود که بیام کاخ چانگ دیوک گانگ اونجا خیلی خوشگل و یکی از جاهای دیدنی بود که امروز برنامه داشتیم با هم بریم اونجا ولی اونجا روی پل بودیم و کناره های پل همه آب بود و عمق اونجا خیلی زیاد بود...
رفتم پیش ایزول که یهو....
ایزول:ااااوای ات تهیونگ کمکش کن(گوزخند ریزی)
(اوب=نفس بریده زیر آب)
ات:اوب کم...کمکم کن...اوب کنید..
داشتم کم کم خفه میشدم و میرفتم زیر آب یه لحظه فکر کردم دارم میمیرم ولی....
تهیونگ:دیدم ات داره خفه میشه سریع شیرجه زدم تو آب و رفتم از زیر آب آوردمش بالا و بردمش به خشکی دیدم نفس نمیکشه راه چاره ای نداشتم جز تنفس دهان به دهان(جوننننننننننننننننننننننننننن😂)تنفس دهان به دهان که انجام دادم بهوش اومد
و نفس کشید و خیالم و راحت کرد...
ات:ممنونم
تهیونگ:سکته کردم خودت افتادی یا ایزول انداختت
ات:ایزول بود
ادامه دارد🖤
شرایط:🕸️
10 لایک
2 فالو
30 تا کامنت
- ۱۴.۱k
- ۱۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط