{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است

نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است

نفس نمی کشم ، این آه از پی آه است

 

در آسمان خبری از ستاره ی من نیست

که هر چه بخت بلند است ، عمر کوتاه است

 

به جای سرزنش من به او نگاه کنید

دلیل سر به هوا گشتن زمین، ماه است

 

شب مشاهده ی چشم آن کمان ابروست

کمین کنید رقیبان سر بزنگاه است

 

اگر نبوسم حسرت ، اگر ببوسم شرم

شب خجالت من از لب تو در راه است



# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنن...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیس...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاستآه بی تاب شدن عادت کم حوصل...

ای رفته کم‌کم از دل و جان، ناگهان بیامثل خدا به یاد ستمدیدگا...

پارت 176

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط