{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند 

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند 

تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند   

 

پوشانده‌اند "صبح" تو را "ابرهای تار" 

تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند 

 

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

 این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

 

ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی 

شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

 

یک نقطه بیش فرق"رحیم"و"رجیم"نیست

ازنقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم زندگی با کنترل کردن زیبا نمی شود. هیچ...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

╭──────────────────────────────╮مانیفست بهرام محمدیبازتعریفِ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت دوم: تلاقیِ نگاه‌های سرنوشت‌...

dark life = 17

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

🔴 ماجرای مشکوک بودن استفاده از اسید چرب خوکی در برخی از شرکت...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

بسیار مهم.اولین لبیک به مردی که قیام نکرد.نماز مغرب و عشا را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط