بعد از مدت ها دیدمش!
بعد از مدت ها دیدمش!
دستامو گرفت و گفت
چقدر دستات تغییر کردن…
خودمو کنترل کردم و
فقط لبخندی زدم…
تو دلم گریه کردم و
دم گوشش گفتم:
بی معرفت!
دستای من تغییر نکرده…
دستات به دستای اون عادت کرده
ℳ
دستامو گرفت و گفت
چقدر دستات تغییر کردن…
خودمو کنترل کردم و
فقط لبخندی زدم…
تو دلم گریه کردم و
دم گوشش گفتم:
بی معرفت!
دستای من تغییر نکرده…
دستات به دستای اون عادت کرده
ℳ
- ۱.۳k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط