{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از اول:

از اول:
part ⁴

به زور مادرم پیش روانپزشکی که دوست اسکارلت میگفت وقت گرفتم.
موضوع من روانپزشک جدید نبود بلکه این بود که باید بین بد و بدتر باید انتخاب میکردم.
پسر اقای کیم به نظر مهربون نیست.ولی اقای جئون هم برام اشنا نیست.
حداقل دسر اقای کیم رو چندباری در مطب دیده بودم.

استرس داشتم.البته برای کسی مثل من منطقیه!
ولی این بار به حدیه که حس میکنم قلبم ممکنه هرلحظه از قفسه ی سینم بزنه بیرون.
صدای تیک تیک ساعت و تاپ تاپ قلبم تنها صداهایی بوذن که میشنیدم‌.
بنظرم خیلی برای استرس گرفتم زود بود.
ساعت ۱۰ شبه و من تا ۱۰صبح خیلی وقت برای استراحت دارم.اما خوابم نمیبره.
هی...مثل اینکه قراره امشب ییدار بمونم.


با همراهی و کمک دوست عزیز:
@mohammadi.maedeh
دیدگاه ها (۱)

واقعا حیف یه ادم ربا پیدا نمی کنیم 😂😂😂#کلیپ #ادم_ربا #کتاب #...

🛐🛐🛐🛐#کلیپ#کتاب #ناتوان #پیدین #کای #کیت

در جست و جوی خاطرات. پارت ۶

شاگرد لوس من پارت 20ویو پیش تهیونگ؛رفت و سوئیچ ماشین رو گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط