{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به دستانِ تو احساس عجیبی دارم

من به دستانِ تو احساس عجیبی دارم
و به آغوشِ لبت حس غریبی دارم

مرزِ ممنوعه ی لبهای غزلخوان منی
طلب از باغ لبت چیدن سیبی دارم

منم آن گم شده در باورِ بیماری عشق
چه نیازی به مداوای طبیبی دارم

بوی عطر تن تو باور من را پر کرد
از نبودت گل من ترس مهیبی دارم

تو که ماهور زدی عمق وجودم پر شور
من به ساز نفست حال غریبی دارم

شده ام کشته ی این عشق و خدا می داند
که به گردن فقط از عشق صلیبی دارم
دیدگاه ها (۱)

‍ در معبد قلبمآتش به پا کرده ای.آیه آیهتو را میان شور و عشق ...

وقتیتو را می ‏بوسم بگذاردنیا را آب برداردمن در میانِآرامشِ آ...

دوستت دارم...آنقدر که اگر صدایت بغـل کردنی بود من...در آغوش ...

بوسه آتش می زند بر جسم و جانبوسه یعنی عشق من , با من بمانشرم...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط