{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوام خودمو سرزنش کنم پس ببین و بفهم شاید درده خودت باشه

میخوام خودمو سرزنش کنم پس ببین و بفهم شاید درده خودت باشه.

من:آهای، هی با توام
دلم:با منی چیه عزیز بگو
من:آره با توام، چطو روت میشه بم بگی عزیز هان؛ وقتی نیاز داشتم آرومم کنی و منو جلو کسی که دوسش داشتی وابسته نشونم ندی اون موقع عزیزت نبودم.
هان چیه ساکتی؟
لامصب یه چیزی بگو
من:تو به چی نگا میکنی؟
واس چی میخندی چشم لعنتی؟
چشم:هیچی فقط...
من:هیسسس هیچی نگو
آخه تو چرا
چرا وقتی اون همه بی مهریو دیدی بازم واسه رفتنش انقدر گریه میکردی که سرخ میشدی و حسرت دوباره دیدنشو داشتی.هان؟
پس چرا الان منو تو این حال میبینی گریت نمیگیره
من:با توام گوش؛ چیه الان کری نمیشنوی
آره همیشه وقتی حرف از حق میشه نمیشنوی و کر میشی
چرا وقتی اون ميگفت دوست دارم با اینکه میدونستی الکی میگه میشنیدیو آروم میشدی ولی وقتی بت میگفتن همه دوست دارماش دروغه و بازیت میده نمیشنیدی.
من:اعصابم خرابه
راستی دهن هنوزم بلدی بگی دوست دارم؟

دیگه بسه؛فقط همینو بدونید که دیگه ازتون خسته شدم

خسته.....خسته.....
دیدگاه ها (۳)

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

سناریو:وقتی بچه بودی عاشقش بودی،ولی اون ازت متنفر بود.ولی ال...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p3بعد از اون حرف ...

برای اوناایی که منتظر بودن❤️🥹(هان هنوز مسته ...)سه تا رازپار...

intertwined fate of two enemies-part 4

استی: لینو، از وقتی اومدی ژاپن چند تا پودینگ خوردی؟ 🍮🐰: تا ا...

پآرت⁹نوا و یونگی مثل همیشه از خواب بیدار شدن و رفتن...توراه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط