𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
پارت ۳۴
بعد از مسابقه، همه برای برگشتن به مدرسه آماده میشدند.
هان هنوز از خوشحالی آرام و قرار نداشت.
هان: باورم نمیشه جدی بردیم!...
مینهو خندید.
مینهو: تو از خود مسابقه بیشتر خوشحال بودی که من کنارت بودم...
هان فوراً برگشت.
هان: خب... شاید جناب خودشیفته ...
مینهو لبخند زد.
مینهو : فقط شاید ؟
هان : نه خب ... خیلییی خوشحال بودم ...
کمی آنطرفتر، جونگین کنار چانگبین راه میرفت.
جونگین: امروز خیلی خوب بود.
چانگبین: چون تو عالی بودی.
جونگین لبخند زد.
جونگین: همه خوب بودیم ...
چان و سونگمین آرامتر از بقیه پشت سرشان حرکت میکردند.
سونگمین ناگهان ایستاد.
چان: چی شده؟
سونگمین به سمت ساختمان مدرسه نگاه کرد.
سونگمین: هیچی... فقط حس کردم کسی داره نگاهمون میکنه.
چان اطراف را نگاه کرد.
کسی دیده نمیشد.
چان: شاید فقط خستهای.
سونگمین سر تکان داد.
سونگمین: شاید.
اما حس عجیبی هنوز همراهش بود.
در همان لحظه، فلیکس متوجه شد هیونجین هم ساکت شده.
فلیکس: تو هم چیزی حس کردی؟
هیونجین به ساختمان روبهرو نگاه کرد.
هیونجین: آره.
فلیکس نزدیکتر ایستاد.
فلیکس: چی؟
هیونجین آرام گفت:
هیونجین: اون دانشآموز
چانگبین و مینهو هم متوجه شدند.
هر هشت نفر ناخودآگاه کنار هم قرار گرفتند.
چند ثانیه بعد، همان دانش اموز یعنی ووجین از ساختمان بیرون آمد.
اما این بار تنها نبود...
کنارش یکی از معلمهای مدرسه ایستاده بود
معلم به سمت هیونجین آمد.
معلم: هوانگ هیونجین، مدیر میخواد فردا صبح با تو و دوستانت صحبت کنه
هیونجین اخم کرد.
هیونجین: درباره چی؟
معلم مکث کرد.
معلم: درباره اتفاقی که چند سال پیش افتاده...
چهار آلفا به هم نگاه کردند.
فلیکس آرام دستش را روی بازوی هیونجین گذاشت و آن را فشرد ...
فلیکس: ما باهات میایم.
هیونجین به او نگاه کرد.
هیونجین: لازم نیست.
فلیکس سرش را تکان داد.
فلیکس: برای من لازمه.
هان هم جلو آمد.
هان: برای ما هم.
چانگبین گفت:
چانگبین: همه با هم میریم.
مینهو سر تکان داد.
مینهو: این موضوع فقط مربوط به چهار نفر نیست.
چان و سونگمین هم کنارشان ایستادند.
هشت نفر ... یک تصمیم.
هیونجین لبخند کوچکی زد.
هیونجین: باش
اما وقتی هشت نفر از مدرسه خارج شدند، دانشآموز داشت به هر هشت نفرشان نگاه میکرد ...
و فردا ، گذشتهای که چهار آلفا سالها پنهان کرده بودند، قرار بود آشکار شود.
پایان پارت ۳۴
ادامه دارد...
#yuna_verse_company
#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
پارت ۳۴
بعد از مسابقه، همه برای برگشتن به مدرسه آماده میشدند.
هان هنوز از خوشحالی آرام و قرار نداشت.
هان: باورم نمیشه جدی بردیم!...
مینهو خندید.
مینهو: تو از خود مسابقه بیشتر خوشحال بودی که من کنارت بودم...
هان فوراً برگشت.
هان: خب... شاید جناب خودشیفته ...
مینهو لبخند زد.
مینهو : فقط شاید ؟
هان : نه خب ... خیلییی خوشحال بودم ...
کمی آنطرفتر، جونگین کنار چانگبین راه میرفت.
جونگین: امروز خیلی خوب بود.
چانگبین: چون تو عالی بودی.
جونگین لبخند زد.
جونگین: همه خوب بودیم ...
چان و سونگمین آرامتر از بقیه پشت سرشان حرکت میکردند.
سونگمین ناگهان ایستاد.
چان: چی شده؟
سونگمین به سمت ساختمان مدرسه نگاه کرد.
سونگمین: هیچی... فقط حس کردم کسی داره نگاهمون میکنه.
چان اطراف را نگاه کرد.
کسی دیده نمیشد.
چان: شاید فقط خستهای.
سونگمین سر تکان داد.
سونگمین: شاید.
اما حس عجیبی هنوز همراهش بود.
در همان لحظه، فلیکس متوجه شد هیونجین هم ساکت شده.
فلیکس: تو هم چیزی حس کردی؟
هیونجین به ساختمان روبهرو نگاه کرد.
هیونجین: آره.
فلیکس نزدیکتر ایستاد.
فلیکس: چی؟
هیونجین آرام گفت:
هیونجین: اون دانشآموز
چانگبین و مینهو هم متوجه شدند.
هر هشت نفر ناخودآگاه کنار هم قرار گرفتند.
چند ثانیه بعد، همان دانش اموز یعنی ووجین از ساختمان بیرون آمد.
اما این بار تنها نبود...
کنارش یکی از معلمهای مدرسه ایستاده بود
معلم به سمت هیونجین آمد.
معلم: هوانگ هیونجین، مدیر میخواد فردا صبح با تو و دوستانت صحبت کنه
هیونجین اخم کرد.
هیونجین: درباره چی؟
معلم مکث کرد.
معلم: درباره اتفاقی که چند سال پیش افتاده...
چهار آلفا به هم نگاه کردند.
فلیکس آرام دستش را روی بازوی هیونجین گذاشت و آن را فشرد ...
فلیکس: ما باهات میایم.
هیونجین به او نگاه کرد.
هیونجین: لازم نیست.
فلیکس سرش را تکان داد.
فلیکس: برای من لازمه.
هان هم جلو آمد.
هان: برای ما هم.
چانگبین گفت:
چانگبین: همه با هم میریم.
مینهو سر تکان داد.
مینهو: این موضوع فقط مربوط به چهار نفر نیست.
چان و سونگمین هم کنارشان ایستادند.
هشت نفر ... یک تصمیم.
هیونجین لبخند کوچکی زد.
هیونجین: باش
اما وقتی هشت نفر از مدرسه خارج شدند، دانشآموز داشت به هر هشت نفرشان نگاه میکرد ...
و فردا ، گذشتهای که چهار آلفا سالها پنهان کرده بودند، قرار بود آشکار شود.
پایان پارت ۳۴
ادامه دارد...
#yuna_verse_company
#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
- ۴۱۳
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط