{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت این بود دلت از همه جا پر باشد

قسمت این بود دلت از همه جا پر باشد
قلبت آمادۀ یک چند تلنگر باشد

همه دیدیم کسی سمت حرم می آید
تا مگر در دل دریای جنون ، در باشد

« پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست »
باید این بغض پریشان زمان حر باشد

بعد از آن توبۀ از شرم پریشان ، باید
کاخ ها در نظرت پاره ای آجر باشد

شام دشنام شود ، باک نداری ای مرد !
سهم چشمان تو از کوفه تمسخر باشد

شادمان باش حسین از تو رضایت دارد
حق ندارد کسی از دست تو دلخور باشد

آمدی سوی حرم ـ آه ـ برایت ای حر
بیتی آنگونه نداریم که در خور باشد
#محرم
دیدگاه ها (۳)

این دشت ندیده است بهارانی از این دست بر سینه خود نم نم باران...

بهترین بنده ی خدا زینب هل اتی زینب ، انمّا زینب ریشه ی صبر...

شبی که فاصله ها بین ما نشست و گریست میان کوچه بی انتها نشست ...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط