{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی که فاصله ها بین ما نشست و گریست

شبی که فاصله ها بین ما نشست و گریست
میان کوچه بی انتها نشست و گریست

دلم به یاد زمینی که کربلا گویند
دو چشم دوخته بر نا کجا نشست و گریست

فدای مستمعی که دو دست بر پهلو
از ابتدای همه روضه ها نشست و گریست

میان کوچه سینه زنی دو دست ادب
به یاد داغ تو بر سینه ها نشست و گریست

گمان کنم که در آن روز پر بلا خورشید
چو دید روی زمین ماه را نشست و گریست

همینکه دختر خورشید را عدو می برد
ه روی نیزه سری بی صدا نشست و گریست

سوال میکنم از او که خواهرش زینب
به زیر کعب نی اش مثل ما نشست و گریست
#محرم
دیدگاه ها (۳)

{محکوم به لمس } part ۳ 杂交种 .. 18 سال بعد ....بیرون آمدن برا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

🏴سلام صاحـب عــزای مـاتــم کــرب‌ و بلاشبی میان همین روضه ها...

دارم از طفلی خودم را بی قرارت می کنمدارم از طفلی خودم را بی ...

با اینکه او آخر ِ سر بوریا شودعریان به رویِ خاکِ بیابان رها ...

بسم الله الرحمن الرحیممادر میان بستر خود روضه می خواندبا اشک...

🌷نشد بلند شود! 🌷نشد بلند شود هرچه سعی خود را کردنداشت فایده ...

بسم الله الرحمن الرحیم #شهادت_حضرت_علی_ابن_موسی_الرضا_علیه_ا...

#حضرت_زینب_سکیست این بانو که بر دلها خدایی می‌کندکِشتیِ بی ب...

کیست این بانو که بر دلها خدایی میکندکِشتیِ بی بادبان را ناخد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط