{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤️‍🔥مافیا دوست داشتنی❤️‍🔥

❤️‍🔥مافیا دوست داشتنی❤️‍🔥
#سوکوکو
#پارت_سوم
[تو این پارت علامت چویا+ و علامت دازای_ هس]

ویو (مرد ناشناس)
و بخوام کاملش کنم اسم من دازای اوسامو هست و تو میتونی دازای صدام کنی...هوم؟
ی نگاه از سر تا پاش انداختم انگار زیادی داشت از دستم حرص میخورد البته شایدم دلیل دیگه داشته باشه.
ویو (چویا)
با چیزی ک گفت حس کردم خون توی رگام یخ زد
اون الان گفت مافیای بندر یعنی من گروگان بزرگ ترین دشمنم شدم؟!
و البته این لحنش و اون صدای مضحرفش همشون روی مخمه مطمئنم برای عصبی کردن من داره اینطوری با غرور حرف میزنه
+یعنی میگی اون اعجوبه مافیا ک میگن، دازای اوسامو تو هستی!
ویو (دازای)
بعد از حرفی ک زد ی لبخند تمسخرانه تحویلم داد ک داشت میرف رو مخم ولی ن من هدفای بزرگ تری دارم
_تو هرچی ک میخوای فک کن البته ناگفته نمونه ک ب توهم نمیخورد اون پادشاه بره ها باشی ولی خب چ کنیم
بریم سراغ اصل مطلب من ازت میخوام ک برام ی کاری رو انجام بدی و باید قبول کنی البته چاره دیگه ای هم نداری چون هم اون پسره دوستت تو مشتمونه و هم تمامی بچه های سازمانت رو زیر نظر داریم

+هی عوضی حروم زاده تو فک کردی چ خری هستی چطور جرعت میکنی ؟
_نکنه فک کردی حق انتخاب داری؟هاا
ب هرحال شنیدم کارت توی کشتن و نابود کردن زندگی بقیه حرف نداره.
+منظورت چیه واضح بگو ببینم چی میخوای لعنتی
_اوکی ازت میخوام ی فرد مهم رو جوری بکشی ک هیچ ردی نمونه و البته چون ک من نمیخوام توی دردسر بیوفتم پس تو انجامش میدی
+یعنی اونقدر حقیر شدین ک برای کشتار های مافیا از دشمناتون کمک میگیرین؟
هه، شرم آوره!
_نه کاملا برعکس کسی ک تو قراره بکشی فردیه ک الان توی جایگاهی ک حق منه نشسته و اگه من بخوام کاری کنم صد در صد ک همه متوجه میشن
ولی اگه یکی از دشمنای اصلی مافیا این کارو انجام بده کی ب من شک میکنه هااا!
+تو الان گفتی جایگاه تو؟
یعنی از منو ب جون دوستام تهدید میکنی تا ب خواسته و جایگاهت برسی؟
و چرا فک کردی نمیتونم بزنم زیرش و دوستمو نجات بدمو برم؟
_تو اینکارو نمیکنی چون اونقدرام احمق نیستی ک روی جون بقیه ریسک کنی اونا برات مهمن
و البته چون باید حواسمون بهت باشه و تنها کسی هم ک میتونه مهبتت رو کنترل کنه منم پس تصمیم گرفتم ک پیش خودم یعنی توی خونه من بمونی و اینکه من زیاد اونجا نیستم و تو میتونی ب چشم ی خوابگاه ببینیش
ویو (چویا)
با اینکه این کار اصلا درست نبود ولی بخاطر بچه ها و البته هاروکا باید انجامش بدم
کشتن ی نفر ک برام چیزی نیست .
+خیله خب اگه قبول کنم و انجامش بدم بعد میرم و تو هم هاروکا رو آزاد میکنی و دیگه کاری ب بچه ها نداری درسته؟

_همینطوره پس انجام میدی
تمام نقشه و مکانی ک باید کار انجان بشه رو بهت میگیم کار خیلی سختی هم نیست
+خب حالا بهم میگی اون شخص ک قراره بکشمش کیه ؟
_واقعا عجولی یکم دندون رو جیگر بزار
صبر کن اول تو خونه من مستقر بشی بعد راجبش بهت میگم

^^دو ساعت بعد^^
ویو (دازای)
سوار ماشین شدیم و راننده ب سمت خونه من حرکت کرد توی راه تمام حواسم بهش بود ب نظر نمیومد نقشه با قصد فرار داشته باشه ب هر حال حتی اگ بهش فکر کنه خودش پشیمون میشه با وجود اون پسره و دوستاش نمیتونه همچین ریسکی کنه
نزدیک خونه ک رسیدیم دوباره نگاهش کردم انگار متعجب بود
ویو (چویا)
بعد از چند ساعت راه افتادیم
و بلاخره ب خونه اون یارو رسیدیم چشمم ب نمای بیرونی خونه ک افتاد کلا ماتم برد این ی خونه بود یا ی قصر یا قلعه تعداد زیادی هم محافظ اطراف خونه ایستاده بودن شایدم برای حضور من این همه محافظ گذاشته بود
_ رسیدیم نمیخوای پیاده شی؟
+نیاز ب اطلاع رسانی شما نبود خودم میدونم فقط ی لحظه حواسم پرت شد
از ماشین پیاده شدم و پشت سرش داخل خونه رفتم ی حیاط نسبتا بزرگ ک دور تادورش کلی درخت و گل کاشته شده بود
وارد خونه شدیم از ظاهرش مشخص بود ک خونه یک شخص ثروتمنده مبل های گرون قیمت تابلوهایی ک هرکدوم از هنر مندای مشهور بودن و خلاصه همه چیز مثل فیلما بود.
ویو (دازای)
از نگاهاش ب خونه متوجه شدم ک واقعا همچین انتظاری از خونه ی یه مافیا نداشته
سمتش برگشتمو با دستم اشاره کردم ک بشینه
ویو (چویا)
بعد از اینکه بهم اشاره کرد روی یکی از مبلا نشستم و سعی کردم ضایع نگاه نکنم
+خب الان دیگع بگو
شخصی ک باید کلکشو بکنم کیه؟
_باشه فک کنم قبلا اسمش ب گوشت خورده باشه...
اون شخص...

حالا بگین اون فرد کیع؟😃
دیدگاه ها (۴)

دوستان...شرمنده ولی باید بگم فعلا امکان ادامه دادن فیکشن ماف...

اهم...دوستان عزیز...اومدم دوباره زر بزنم💔🤓میخواستم بگم که......

❤️‍🔥مافیا دوست داشتنی❤️‍🔥#سوکوکو#پارت_دوم ویو (هاروکا)متعجب ...

❤️‍🔥مافیا دوست داشتنی❤️‍🔥#سوکوکو #پارت_اولخب دوستان گفتم بعد...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

‌گربه های ولگردپارت ۱ : قسمت۲(نکته:خونه دازای و چویا تقریبا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط