{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز خیلی بی حوصله بودم ،کل روز گرسنه موندم ، ساعت ۸شب ب

دیروز خیلی بی حوصله بودم ،کل روز گرسنه موندم ، ساعت ۸شب بود دل ضعفه مجبورم کرد یه چیزی درست کنم،شروع کردم سیب زمینی پوست گرفتن
یه سیب زمینی بود روش چندتا خال قهوه ای بود،گفتم موقع خورد کردن تیکه خرابشو جدا میکنم...
موقع خورد کردن هرچقدر برید دیدم هنوز خرابِ و عمقش زیاده ،خسته شدم سیب زمینی رو نصف کردم ،تعجب کردم سیب زمینی فقط ظاهر سالمی داشت وسطش کرم خورده و گند کرده بود؛
یادم افتاد مث بعضی از ادما که بخاطر اینکه دوسشون داریم ناراحتمون که میکنن ازشون میگذریمو میبخشیم،میگیم دیگه آدم خوب بد داره همیشه که خوب نیس
ولی خیلی فرقِ بین آدمی که بدِ ، گاهی خوبی میکنه
و آدمی که خوبه گاهی بدی میکنه
تا ذات ادمارو نشناختین باهاشون دست دوستی ندین
اون بدی که ازش میبینین شاید عمیق باشه نَ فقط دوتا رفتار سطحی
دیدگاه ها (۸)

دقت کردین چقد این تصویر غم انگیزه

سلام وقتتون بخیر یکی میگفت یکم خوشگل تر میزتو بچین گفتم تو ب...

من تلخم مث قهوه تلخمنَ قهوه ی تلخِ داغِ دلچسبِ یه روزِ زمس...

💖 یلداتون به شادی و خوشی 💖

#اونـ_مالـ_منهـPart21||ته:اوه تحریک شدم بیبیکوک:نه تروخدا من...

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉part 8یوجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط