𝓹𝓪𝓻𝓽۴۴
𝓹𝓪𝓻𝓽۴۴
ات گرفت سومینو عین سگ زد بعد که ولش کرد یکی گفت
..:اینجا چخبره؟(داد)
همه احترام گذاشتن
ات: سلام آقای پارک
سومین: سلام آقای پارک
پارک: گفتم اینجا چخبره؟
یک پاچه خوار پاشد: سومینو اون دانشجو جدیده داشتن دعوا میکردن
پارک: شما دوتا با من بیاین*(بیشتر شبیه مدرسس)*
رفتن تو دفتر
پارک نشست رو صندلیش
پارک: شما خجالت نمیکشین ناسلامتی ۱۸ سالتونه(داد)
ات و سومین همچنان سرشون پایینه
پارک:زنگ بزنین مامان یا باباتون بیان
ات سرشو اورد بالا
ات: من مامان بابام اینجا نیستن
پارک: زنگ بزن به خواهری برادر بزرگتری چیزی
ات: خواهرم برادر بزرگترم ندارم
پارک: فامیلی دوستی آشنایی چیزی
ات: چنتا دوست خانوادگی دارم که شبیه برادرای بزرگترمن
پارک: زنگ بزن یکیشون بیان
سومین زنگ زد به پدر مادرشو اتم زنگ زد به نامی
ات: سلام نامجون
نامی: سلام چیزی شده؟
ات: نامجونی میشه بیای دانشگام
نامی: چرا؟
ات: اگه بگم قول میدی بیای؟
نامی: آره
ات: اگه نیومدی به یونگی شی بگو
نامی: بگو دارم آماده میشم
ات: دعوا کردم
نامی: دعوا کردی؟(بلند)
یهو جلو دهنشو گرفت
نامی: دعوا کردی(آروم)
ات: آره
نامی: ببینم تو روزای اول دانشگاه میتونی اخراج شی؟
نامی: دارم میام خدافظ
ات: خدافظ
نامی راه افتاد سمت دانشگاه ــــــرسید دوید سمت دفتر
نامی:سلام آقای پارک
پارک: او سلام آقای کیم شما کجا اینجا کجا؟
(همزمان که دارن دست میدن)
نامی:اومدم ضمانت یکیو کنم (به ات نگاه کرد)
ات: شما همو میشناسین؟
نامی: آره دوست بابامه
مامان بابای سومین اومدن
/مامان سومین ـ م س ... بابای سومین ـ ب س/
مامان سومین دوید سمت پارک
م س: آقای پارک اطفاقی افتاده*(م س یدونه ازین کتای خز داره بلند پوشیده• نمدونم چرا خواستم بگم)*
دوید سمت سومین کل بدنشو میگشت دنبال زخم صدمه ای چیزی
م س: سومین خوبی؟
سومین: مامان من خوبم
م س: آخیش
نامی رفت سمت ات دستاشو گذاشت رو شونه ات
نامی: ات تو برو من حلش میکنم
ات سرشو بالا پایین کرد و دوید بیرون
م س: سومین توعم برو
سومینم دوید پیش ات
سومین:....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
ات گرفت سومینو عین سگ زد بعد که ولش کرد یکی گفت
..:اینجا چخبره؟(داد)
همه احترام گذاشتن
ات: سلام آقای پارک
سومین: سلام آقای پارک
پارک: گفتم اینجا چخبره؟
یک پاچه خوار پاشد: سومینو اون دانشجو جدیده داشتن دعوا میکردن
پارک: شما دوتا با من بیاین*(بیشتر شبیه مدرسس)*
رفتن تو دفتر
پارک نشست رو صندلیش
پارک: شما خجالت نمیکشین ناسلامتی ۱۸ سالتونه(داد)
ات و سومین همچنان سرشون پایینه
پارک:زنگ بزنین مامان یا باباتون بیان
ات سرشو اورد بالا
ات: من مامان بابام اینجا نیستن
پارک: زنگ بزن به خواهری برادر بزرگتری چیزی
ات: خواهرم برادر بزرگترم ندارم
پارک: فامیلی دوستی آشنایی چیزی
ات: چنتا دوست خانوادگی دارم که شبیه برادرای بزرگترمن
پارک: زنگ بزن یکیشون بیان
سومین زنگ زد به پدر مادرشو اتم زنگ زد به نامی
ات: سلام نامجون
نامی: سلام چیزی شده؟
ات: نامجونی میشه بیای دانشگام
نامی: چرا؟
ات: اگه بگم قول میدی بیای؟
نامی: آره
ات: اگه نیومدی به یونگی شی بگو
نامی: بگو دارم آماده میشم
ات: دعوا کردم
نامی: دعوا کردی؟(بلند)
یهو جلو دهنشو گرفت
نامی: دعوا کردی(آروم)
ات: آره
نامی: ببینم تو روزای اول دانشگاه میتونی اخراج شی؟
نامی: دارم میام خدافظ
ات: خدافظ
نامی راه افتاد سمت دانشگاه ــــــرسید دوید سمت دفتر
نامی:سلام آقای پارک
پارک: او سلام آقای کیم شما کجا اینجا کجا؟
(همزمان که دارن دست میدن)
نامی:اومدم ضمانت یکیو کنم (به ات نگاه کرد)
ات: شما همو میشناسین؟
نامی: آره دوست بابامه
مامان بابای سومین اومدن
/مامان سومین ـ م س ... بابای سومین ـ ب س/
مامان سومین دوید سمت پارک
م س: آقای پارک اطفاقی افتاده*(م س یدونه ازین کتای خز داره بلند پوشیده• نمدونم چرا خواستم بگم)*
دوید سمت سومین کل بدنشو میگشت دنبال زخم صدمه ای چیزی
م س: سومین خوبی؟
سومین: مامان من خوبم
م س: آخیش
نامی رفت سمت ات دستاشو گذاشت رو شونه ات
نامی: ات تو برو من حلش میکنم
ات سرشو بالا پایین کرد و دوید بیرون
م س: سومین توعم برو
سومینم دوید پیش ات
سومین:....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
- ۸۰
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط