{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتنی پارت

(دوست داشتنی) پارت 20

یک هفته بعد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت: ماریا چیشده
ماریا: کات کردم
ا.ت: چی با کی
ماریا: ولش کن خیلی
دوسش داشتم اون
عوضی رو
ا.ت: اخی عزیزم بیا بغلم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک هفته بعد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
داشتم میرفتم یه پسره
اومد جلومو گرفت سوبین
بود
سوبین:چخبر
ا.ت:چیشده
سوبین: هیچی بیا
این گل رو بگیر
ا.ت: گل چرا بهم گل میدی
سوبین: گل برای گل
ا.ت: اخه چرا من
من که فقط دوستتم نه
دوست دخترت
سوبین: شاید شدی
ا.ت: چیمیگی
سوبین: میخوام بگم
که دوست دخترم میشی
ا.ت: چی داری شوخی میکنی
سوبین: نه راست میگم
چند سالی
می شه
دوست دارم
ا.ت: راست میگی
سوبین: آره عزیزم
دوست دخترم حالا میشی
ا.ت: آره آره
سوبین: بیا بغلم
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ
داشتم از دور میدیدمشون
ا.ت خیلی خوشحال بود
و قبول کرد که میخواد با
سوبین باشه
#فیک
#تهیونگ
دیدگاه ها (۲)

(دوست داشتنی) پارت 21شببه ا.ت زنگ زدمتهیونگ: الوا.ت: الو تهی...

بهترین سریال کره ای که دیدید رو معرفی کنید به من وقتی امتحان...

(دوست داشتنی) پارت 19ا.تخیلی احساس خوبی دارمکه به تهیونگ گفت...

(دوست داشتنی) پارت 18تهیونگتهیونگ: خب واقعا اون کیهمیشناسمشب...

Part :16از لایه در نگاه کردم با چیزی که روبه رو شدم سر جام ی...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

خون آشام پنهان ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط