{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شمعدونی های خونه مادربزرگ یک بوی خاصی داشت، خیلی مشتی بود

شمعدونی های خونه مادربزرگ یک بوی خاصی داشت، خیلی مشتی بود. بوش که می‌کردی انگاری عطر صدتا ادکلن خارجی می‌پیچید توی وجودت.
حیف،شمعدونی ها هم پیر شدن. حالا دیگه آرزوی داشتن خونه‌های حوض دار با گل‌های شمعدونی و نشستن توی حیاط و چای خوردن رو‌ باید ...

خانه مدرس،تهران
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنمهنوز بوی باران و کاهگل می دهدبوی مداد جویده ی شده...

گاهی هم دلت لک میزند برای یک زندگی روتین و معمولی با تمام رو...

کوچه های قدیمی را باریک میساختندتا آدم ها به هم نزدیک تر شون...

آغشت،قلعه اسرآمیزآغشت روستایست زیبا در استان البرز ، شهرستان...

برگ های سبزی که روزی یاقوت می شود

part36 عشق پنهان《ویو ات》با حرفش خشکم زد فکر نمی کردم انقدر ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط