ارباب پری
ارباب پری
پارت 6
ویو ات:
وقتی لباسمو عوض کردم رفتم پایین تا چیزی پیدا کنم بخورم چون 5ساعت پیش شام خوردیم یعنی ساعت 22الان ساعت3نصفه شب بود که بله اقا گربه وارد شد.
شوگا: فردا یه جشنی هست که مردا ماسک حیوانات میزنن و دخترا هم ارایش و لباس عروسی میپوشن یعنی صاحب اون حیوانات دخترا باید نفهمن که پسرا چه حیوانی هستن
ات: واقعا
شوگا: اره
ات: من میرم اشپزخونه یه چیزی بردارم بخورم
شوگا: باشه منم میرم بخوابم
ات: رفتم که وقتی یخچال روباز کردم تا باز کردم دستی دور کمرم حلقه شد اول شوکه شدم چون شوگا گفت که میره میخوابه وبرای فردا وسایل جشن رو اماده میکنه و من با کوک (دوست صمیمی شوگا) میرم گردش و خرید خلاصه وقتی برگشتم با چهره خوابالو شوگا مواجه شدم که گفتم:
ات: اینجا چیکار میکنی(جدی و ترسیده )
شوگا:اومدم زنمو ببرم اتاق(خوابالو )
ات:میدونی چقدر ترسیدم(ترسیده)
شوگا:مگه چیشده(خوابالو)
ات:فکر کردم روحی بابا(ترسیده)
شوگا:نترس من اینجام چاگیا(کیوت)در حال خندیدن و کیوت بازی
ات: به چی نگاه میکنی برو به خواب(عصبانی)
شوگا: باشه حالا عصبانی نشو کیوت(خوابالو)
ات: باشه فقط یه جیزی بده بخورم🥺 (کیوت)
شوگا: در یخچال رو باز کرد و گفت بیا اینو بخور(تو دستش شکلات باابمیوه بود)
ویو ات:
وقتی شکلات و ابمیوه رو دادزود ازش گرفتم و رفتم اتاقم که شوگا گفت:
شوگا: اروم برو میخوری زمین
ات: باشه
ویو شوگا:
داشت بدو بدو میرفت که تا خواست قدم اخرو بره تو هوا معلق موند مگه چیهوپ اونو به پری تبدیل کرده پرواز کردم که دیدم کوک بالا ات و تو اغوشش نگه داشته که ات گفت:
ات: من بیدارم یا خوابم
کوک: یه سیلی بزنم ببین بیداری یا نه
شوگا: کوک تو اینجا چیکار میکنی؟
ات: کوک اغوشت از مال شوگا خوبه 😎
کوک: ممنون لطف داری
شوگا: چی گفتی هیچ تو اغوش من خوابیدی ببینی برو بخواب اومدم اتاق حسابتو میرسم
ات: تو هیچی کاری نمیتونی بکنی
کو....
بچه ها میخوام شرط بزارم پس از این پارت شروع میکنم
لایک20
فالو120تایی شیم جایزه دارید بچه ها کاش یکی هم بود این کارو میکرد منم حالشو میبردم
گزارش و اصکی تو فیک ها ممنوع❌🚫وگرنه عصبانی میشم اخمم مثل این ایموچی میشم 💢
بچه ها پیجم شخصی میکنم پس اولین نظر رو اگه امشب داد اونو انجام میدم چون بعضیا تا من اسمر یا بی تی اس و فیک میزارم از من اصکی برمیداره بچه ها من خودم اجازه اصکی در اسمر و بی تی اس رو دادم ولی فیک رو اجازه نمیدم چون تا بنویسم دستم میشکنه و مامانم دعوام میکنه که نتو چه زثد تموم کردم چون انلاین مینویسم به خاطر همین نتم تموم میشه فعالیت کم دارم پس به هر حال که الان تو پارت 7میخوایم اسمات باشه یا نه بگید
پارت 6
ویو ات:
وقتی لباسمو عوض کردم رفتم پایین تا چیزی پیدا کنم بخورم چون 5ساعت پیش شام خوردیم یعنی ساعت 22الان ساعت3نصفه شب بود که بله اقا گربه وارد شد.
شوگا: فردا یه جشنی هست که مردا ماسک حیوانات میزنن و دخترا هم ارایش و لباس عروسی میپوشن یعنی صاحب اون حیوانات دخترا باید نفهمن که پسرا چه حیوانی هستن
ات: واقعا
شوگا: اره
ات: من میرم اشپزخونه یه چیزی بردارم بخورم
شوگا: باشه منم میرم بخوابم
ات: رفتم که وقتی یخچال روباز کردم تا باز کردم دستی دور کمرم حلقه شد اول شوکه شدم چون شوگا گفت که میره میخوابه وبرای فردا وسایل جشن رو اماده میکنه و من با کوک (دوست صمیمی شوگا) میرم گردش و خرید خلاصه وقتی برگشتم با چهره خوابالو شوگا مواجه شدم که گفتم:
ات: اینجا چیکار میکنی(جدی و ترسیده )
شوگا:اومدم زنمو ببرم اتاق(خوابالو )
ات:میدونی چقدر ترسیدم(ترسیده)
شوگا:مگه چیشده(خوابالو)
ات:فکر کردم روحی بابا(ترسیده)
شوگا:نترس من اینجام چاگیا(کیوت)در حال خندیدن و کیوت بازی
ات: به چی نگاه میکنی برو به خواب(عصبانی)
شوگا: باشه حالا عصبانی نشو کیوت(خوابالو)
ات: باشه فقط یه جیزی بده بخورم🥺 (کیوت)
شوگا: در یخچال رو باز کرد و گفت بیا اینو بخور(تو دستش شکلات باابمیوه بود)
ویو ات:
وقتی شکلات و ابمیوه رو دادزود ازش گرفتم و رفتم اتاقم که شوگا گفت:
شوگا: اروم برو میخوری زمین
ات: باشه
ویو شوگا:
داشت بدو بدو میرفت که تا خواست قدم اخرو بره تو هوا معلق موند مگه چیهوپ اونو به پری تبدیل کرده پرواز کردم که دیدم کوک بالا ات و تو اغوشش نگه داشته که ات گفت:
ات: من بیدارم یا خوابم
کوک: یه سیلی بزنم ببین بیداری یا نه
شوگا: کوک تو اینجا چیکار میکنی؟
ات: کوک اغوشت از مال شوگا خوبه 😎
کوک: ممنون لطف داری
شوگا: چی گفتی هیچ تو اغوش من خوابیدی ببینی برو بخواب اومدم اتاق حسابتو میرسم
ات: تو هیچی کاری نمیتونی بکنی
کو....
بچه ها میخوام شرط بزارم پس از این پارت شروع میکنم
لایک20
فالو120تایی شیم جایزه دارید بچه ها کاش یکی هم بود این کارو میکرد منم حالشو میبردم
گزارش و اصکی تو فیک ها ممنوع❌🚫وگرنه عصبانی میشم اخمم مثل این ایموچی میشم 💢
بچه ها پیجم شخصی میکنم پس اولین نظر رو اگه امشب داد اونو انجام میدم چون بعضیا تا من اسمر یا بی تی اس و فیک میزارم از من اصکی برمیداره بچه ها من خودم اجازه اصکی در اسمر و بی تی اس رو دادم ولی فیک رو اجازه نمیدم چون تا بنویسم دستم میشکنه و مامانم دعوام میکنه که نتو چه زثد تموم کردم چون انلاین مینویسم به خاطر همین نتم تموم میشه فعالیت کم دارم پس به هر حال که الان تو پارت 7میخوایم اسمات باشه یا نه بگید
- ۲.۴k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط