سخنی نمانده دیگرز چه گویم؟ ز که گویم؟ چه بگویم؟نه کلامی، نه کسی، نه هیچ چیزیپُرِ هیچ ماندم اینجاوَ خیالموَ جهانموَ دلم، چقدر خالی ...پُرِ آسمانم اما؛بال پر زدن چه حاجت؟حالِ پر زدن ندارم !