꧁༺به نام خدا༻꧂.

꧁༺به نام خدا༻꧂.

رمان #جواهر_بخش_ای

#پارتـــ2

راضی شدم تا همراه کیفر برم با هم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم
توی کل مسیر دست من رو گرفته بود و این باعث شد که یکمی از حالت عصبانیت خارج بشه و احساس می‌کردم آروم‌تر شده

همچنان می‌ترسیدم باهاش حرف بزنم به خاطر همین هیچ چیزی بهش نگفتم
وقتی که کامل آروم شد گفت:

کیفر : دیوید ماجرای دیشبو برام تعریف کرد

جی جی : فک کنم سوتفاهم شده بود

کیفر : جی ، واقعاً یوری چیکار کرد؟

موضوع رو براش تعریف کردم و گفتم :
جی جی : امم....دیشب وقتی که با بچه‌ها بیرون بودیم یوری جلوی همه از من خواستگاری کرد و من رو جلوی همه بوسید ولی من مانع ادامه کار اون شدم.....

کیفر اخم کرد و معلوم شد که دوباره عصبانی شده با نهایت عصبانیت گفت:
کیفر : دیگه نمی‌ذارم این اتفاق بیفته

بلافاصله با آنجلو تماس گرفت و بهش گفت که من رو به خونه خودش می‌بره

🎥 خانه کیفر

کیفر : جی تو میتونی روی تخت من بخوابی

جی جی : هی چرا اینکارا رو میکنی ؟ چرا منو اوردی خونه خودت؟

کیفر: چون دیگه دلم نمیخواد یوری دنبالت بیاد و تو رو ببینه

جی جی: اخه ....

کیفر : هیچی نگو و فقط به حرف من گوش بدههه

رفتم روی تخت دراز کشیدم و دیدم که کیفر اومد کنار من خوابید

جی جی : هویی مگه نگفتی من روی تختت بخوابم

کیفر با خنده گفت : گفتم روی تختم بخوابی نگفتم من روی تختم نمیخوابم

کیفر کنار من خوابید و دستشو طرف من دراز کرد تا سرمو روی بازوش بزارم ، بغلش کردم و توی بغلش قفل شدم

اون منو محکم گرفته بود و سرم رو بوس میکرد تا اینه........

☆ جواهر بخش ای ☆

#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
دیدگاه ها (۱۹)

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

آوای شب پارت ۳۱ویو نویسنده (انیا روش پشت دامیان بود)انیا تا ...

{عشق فراموش شده}[P 10](ویو یوری) کت خود بی معرفتش بود. فکر م...

Why Did I Fall in Love with You?P³² | Just Come HomeView: A ...

ادامه سناریو

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

چند پارتی Pat : 2اسم : وقتی بهت سیلی میزنهنشانه ا.ت : (*)نشا...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۸

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط