{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 6 ;"* ادامه داستان دختری با دو هدفون *'"👇

پارت 6 ;"* ادامه داستان دختری با دو هدفون *'"👇
پسرک از دخترک پرسید و دخترک جواب داد که من در این مدتی که تو مرا تعقیب میکردی و به من نگاه میکردی
میدانستم ،پسرک هنگ کرد .
و پرسید:
پس چرا چیزی نگفتی و به روی خودت نیاوردی دخترک جواب داد:
چونکه میترسیدم دوستم ناراحت شود و بخاطر اون بهت کاری نداشتم و اون بهترین دوستم بود .
پسرک لبخندی با ارامی زد و دست دخترک را بوسید .
پسرک گفت :

من در این مدت نمیدانستم اسم تو چیست میتونم اسم رو بدونم دخترک با ارامی گفت اسم من اتیسا هست پسرک با لبخند گفت :
اسم زیبایه 😚
دخترک پرسید حالا تو اسم خودت را بگو پسرک گفت :

پسرک گفت اسم من کنما است .
دخترک با ارامی از روی تختش بلند شد و روی پا ایستاد و با ارامی پسرک را در اغوش گرفت و سرش را روی شانه پسرک گذاشت پسرک هم با ارامی سردخترک را نوازش میکرد و او رابغل کردو...

اگه دوست دارید ادامه داستان رو بخونید لایک کنید ;'*";"*"'✴ ✴ 💫
لایک; لایک 💕
دیدگاه ها (۴)

پارت 7 ;'*" دختری با دو هدفون **;':"و پسرک اورا بغل کرد و بع...

پارت 7 *;"' دختری با دو هدفون *';"👇 کنما اومد جلو دانشگاه و ...

پارت 5 ::"* داستان دختری با دو هدفون **'"$$👇 پسر در حیاط بی...

ادامه *:"' داستان دختری با دو هدفون "" 👇 "*;'" پسرک میخواست ...

پارت ۴۹:هوای سنگینسال ۲۰۰۶یوکوهاما:پسرک مو سفید با اون لباس ...

دخترک غمگین زل زد به شیشه در دستش در فکر‌ فرو رفت یک شب پر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط