{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 7 ;'*" دختری با دو هدفون **;':"

پارت 7 ;'*" دختری با دو هدفون **;':"

و پسرک اورا بغل کرد و بعد از چند لحظه دکتر اومد و گفت:
شما مرخصید پسرک خوشحال شد .
پسرک دخترک را در ماشین گذاشت وگفت: خوب حالا تو را کجا ببرم دخترک گفت : مرا ببر خونه مامانم پسرک گفت :
پس پدرت چی ؟
دخترک گفت: یک سال پیش پدرمدر یک حادثه تصادف فوت کرد و حالا من با مادرم زندگی میکنم.
و مادرم کارمند بانک است .
پسرک گفت :
تسلیت میگم دخترک گفت : ممنون
پسرک ماشین را روشن کرد و به راه افتاد و او را به خانه مادرش برد مادرش میدانست پسرک عاشق دخترش شده
و دوسش داره.
به خاطر همین با پسرک خوب رفتار کرد و او را مثل پسر خود دوست داشت .
دخترک فردای ان روز به دانشگاه رفت .
دوستش میدانست که عاشق هم شدن و کاری نکرد فقط ناراحت بود وقتی دخرتک که از دانشگاه میومد خونه پسرک
اومد جلو دانشگاه و گفت: بیا سوار شو
وقتی...

اگه دو ست دارید ادامه ای داستان رو بخونید لایک کنید وکامنت بزارید✴ ✴ **;'";:*
💫 🌟 💥
دیدگاه ها (۱)

پارت 7 *;"' دختری با دو هدفون *';"👇 کنما اومد جلو دانشگاه و ...

پارت 8*";' دختری با دو هدفون ;*":' اتیسا گفت: میشه یه سوالی ...

پارت 6 ;"* ادامه داستان دختری با دو هدفون *'"👇 پسرک از دخترک...

پارت 5 ::"* داستان دختری با دو هدفون **'"$$👇 پسر در حیاط بی...

مافیای من

در دنیای سلطنت

The same as usual-part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط