{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹

پارت ۹

یو نو وات ایز حمایت؟⁦:⁠-⁠\⁩

هنوز حرفش تموم نشده بود که دیدن ا/ت رو دارن با واکره تخت چیه همون از بیمارستان میاره بیرون

شوگا و جونگ کوک سریع میرن پیش تخت

شوگا:دارید کجا میبریش ؟ با اجازه کی؟(با داد روبه پرستار)

جیهوپ: می‌خوام ببرمش بیمارستان خودم اینجا نمیشه بهش رسیدگی کرد

شوگا :شما...؟(با تعجب )

جیهوپ: خاک واقعا خاک
پسر عمو زنتو هم دیگه نمیشناسی ؟

شوگا :من زنم رو به زور میشناسم دیگه چه برسه به پسر عموش....⁦:⁠-⁠*⁩


جیهوپ : شما که از خانواده سلطنتی هستن چرا دکتر شخصیتون رو صدا نکردین که هی ا/ت رو از این بیمارستان به اون بیمارستان نکنید ؟

یهو جین میپره وسط حرفشون :بچها بیاید بریم خونه صبح شده
من خوابم میاد

شوگا :شما ها برید من پیش ا/ت میمونم

جونگ کوک :منم میمونم

جین و جیمین :اوک پس ما میریم یه استراحتی کنیم برمیگردیم

شوگا و جونگ کوک :اوک

نامجون :شوگا مراقب خودت باش درسته از زنت خوشم نمیاد ولی تو داداشمی

شوگا و جونگ کوک با ماشین جونگ کوک میرن بیمارستان جیهوپ (عکس ماشین اسلاید ۲)
(عکس بیمارستان اسلاید ۳)

جیهوپ :ببریدش بخش ویژه
شوگا و جونگ کوک شما هم برید اتاق من تا بیام

شوگا و جونگ کوک رفتن اتاق جیهوپ

جیهوپ : خب بگید ببینم چیکارش کردین

قبل از اینکه شوگا به حرف بیاد

جونگ کوک:من فهمیدم ماجرا از چه قرارع

شوگا و جیهوپ : بگو ببینم .....

جونگ کوک :اون پسره که دیده
اون....
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۰حمایت کنید نزارید ادمین بده بشم جونگ کوک :اون پسره که...

پارت ۱۱جیهوپ :حالش بهتره یه چند ساعت دیگه ببریدش خونه شوگا ...

سلام بچها چطورین؟؟ببخشید این چند روز نبودم نت نداشتمالان بست...

عکس ها همه با کیفیت تا آپلود میشه انگار از ته چاه اومد خب تا...

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

شوهر اتفاقی

Part29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط