{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊
سایه های عشق
.📜
.🖇️
.📜

پارت ۱۶:

جونگکوک توی بندر بود و داشت انبارها را یکییکی بازرسی میکرد که تلفنش زنگ خورد. جیمین بود. با صدای گرفته گفت: جونگکوک، به خانه حمله شد. یونا رو تقریباً دزدیدن، ولی الان امنه. ولی این یعنی مینجون نقشه داشت.

جونگکوک مشت را به دیوار کوبید و با خشم فریاد زد: کجاست مینجون؟ اینبار خودم میکشمت!

خبرچینها فوری محل جدید مینجون را پیدا کردند. او به یک ساختمان نیمهکاره در شمال شهر رفته بود. جونگکوک با دو ماشین دیگر به سمت آنجا حرکت کرد. در راه، به جیمین گفت: یونا رو ببر به یه جای امن. هرجا که خودت میدونی. هیچکس نباید پیداش کنه.

جیمین گفت: باشه، ولی تو حواست به خودت باشه.

جونگکوک گوشی را قطع کرد و با چشمانی پر از آتش، به سمت ساختمان نیمهکاره تاخت.

---
اینم ۴ پارت بعدی این ۴ پارت شرط نداره فردا دوباره ۴ پارت میزارم
💋🎀🍭🍫
دیدگاه ها (۰)

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت۱۵:مینجون در انبار بند...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت ۱۴:جونگکوک با چهار تا...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت۱۲:فردا شب، جلسهی مینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط