{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت :مسخره...

یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت :مسخره...
منم گفتم :اسم بابات اصغره...
عاقا این دیگه تا اخر سال گیر داده بود
که تو اسم بابایه منو از کجا میدونی...!
دیدگاه ها (۲)

” یه گدایی هم هست جاش تو فلکه دوم صادقیه اس! الان ۴ ساله که ...

ﺍﺯ ﻟﻘﻤﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻓﻨﺪﮎ ﺩﺍﺭﻯ؟ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺑﻰﺍﺩﺑﺎﻥ... ﮔﻔﺘﻨﺪ!!! ﻧﻪ ﭘﺮﺳ...

طرف اسم پروفایلشو گذاشته نیما یوشیج بعد تو یه گروهی کامنت گذ...

عاشق تر از قبلم بمون تو پیشمدو ر از چشات هر گز اروم نمیشمعاش...

عجب چیزی ساختم بح بح_چیز اقا میخوام یچیزی رو اعتراف کنماین پ...

پارت ۴(باکوگو دوستت دارم ) ادامه پارت قبل باکوگو گفت:آهان او...

عشق بعدی

پارت 2کمکش کردم برگه هاش رو جمع کنه و سریع دوئیدم سمت کلاس ...

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

امروز رفتم کلاس زبان یکم دیر رفتم سر کلاس،معلم زبان ما داد ز...

P¹⁰The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط