{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند شاتی درخواستی

چند شاتی درخواستی
وقتی همکلاسین و از هم خوششون نمیاد و توی یه مهمونی مافیایی میفهمن پدراشون باهم شریک هستن و........





من ا/ت هستم 23 سالمه و تو دانشگاه سئول حقوق میخونم و امروز روز اول سال سومه دانشگاهم هست من تنها دختر این خانواده هستم و پدر من یکی از بزرگ‌ترین مافیای کره اس و من به خاطر پدرم این رشته رو انتخاب کردم البته که در شلیک و تیر اندازی خیلی ماهرم اما سعی میکنم تو دانشگاه یه دختر عادی به نظر بیام.......

گیهان. ا/ت دخترم حاضری ؟
ا/ت. بله پدرجان ومدم ( سوار ماشین شدم
گیهان. ا/ت وقتی برگشتی حاضر شو دیگه وقتشه که به باند ببرمت و با مافیا های دیگه آشنات کنم من برای امروز مهمونی تو بار ترتیب دادم
ا/ت. بله پدر جان حتما
گیهان. موفق باشی دخترم

ویو داخل دانشگاه

یورا. سلام ا/تتتت ( دوست ا/ت و پدرش مافیاس)
ا/ت. سلاممم... خوبی یورا
یورا. عالیممم.. مخصوصا به خاطر اینکه باهم تو یه کلاسیم مثل ساله پیش
ا/ت. واقعا این عالیه
یورا. تازه ا/ت امسال کلاسمون مختلطه کلی پسر تو کلاسمونن باید خیلی جذاب باشن (خنده
ا/ت. واقعا که (خنده) ولی ما به خاطر ونا نیومدیم ما به خاطر شغل پدرامون باید خوب درس بخونیم
یورا. خیل خوب حالااااا یکم عشق و حال که ضرری نداره
ا/ت. (خندید که یه لحظه یکی که سوار موتور بود با شتاب از کنارش رد شد که باعث شد ا/ت بی افته و ابی که روی زمین بود بریزه رو صورتش
یورا. هعییییی چتهههه ( بلند)..... ا/ت خوبی؟ ( کمکش کرد بلندشه
ا/ت. با نگاهش به ون پسر کلی فوش داد به زور خودش رو نگه داشته بود که چیزی به پسر نگه و کاری نکنه
پسر. میخاستی هواستو جمع کنی جلوم نیای ( خیلی بیخیال اینو گفت و رفت داخل سالن دانشگاه
ا/ت. پسره بیشوررر ا/ت نیستم اگه تلافی نکنم
یورا. اروم ا/ت....
ا/ت. پسره عنتر
یورا. باشه.... باشه.... بیا بریم تو کلاس بعد بزنش
ا/ت. باشه (عصبی
( ا/ت و یورا وارد کلاس شدند اما همونجا جلو در خوشکشون زد)
ا/ت. پسره نکبت پس همکلاسیم ( لبخند شیطانی و تو دلش
یورا. خدا رحم کنه ( تو دلش
( دخترا نشستن روی صندلی هاشون و چند دقیقه بعد استادشون ومد)
استاد. سلام به همه لطفا بشینید تا حضور غیاب کنم و بعد بریم سراغ درسمون
همه. چشم
استاد. لیم ا/ت...... ا/ت. 🖐️
استاد. چویی یورا....... یورا. 🖐️
استاد. کیم تهیونگ....... تهیونگ 🖐️
ا/ت. پس اسمت تهیونگه دارم برات فقط بزار زنگ بخوره ( تو دلش
استاد. خوب عالیه همه هستید خوب اقتصاد داریم کتاب هاتون رو باز کنید
1 ساعت بعد
ا/ت. استاد میتونم یه لحظه برم بیرون؟
استاد. البته
تهیونگ. میخای بری دستشویی ( پوزخند
ا/ت. خفه بابا
استاد. عهه ساکت خانم لیم لطفا ادب رو رعایت کنید آقای کیم شماهم سرتون به کار خودتون باشه بفرمایید برین خانم لیم
ا/ت. ( ومد بیرون) و چند لحظه بعد زنگ خورد و همه دانش آموز ها ومدن بیرون و تهیونگ و چندتا6از لات و لوت ها نشسته بودن و همین که دیدم میخان بیان بیرون سطل آب آبدارچی رو برداشتم
یورا. ا/ت. میخای چیکار کنی؟
ا/ت. صبر کن و ببین ( ماسکش رو کشید بالا و موهاشو ریخت روی صورتش)
( تهیونگ از کلاس ومد بیرون دقیقا همون لحظه ا/ت سطل پر از آب و کف رو ریخت روی تهیونگ و سریع دست یورا رو گرفت و رفت دویید تو حیاط)
یورا. برگامممم چیکار کردیی ؟(خنده
ا/ت. گفتم که تلافی میکنم ( لبخند شیطانی و خنده
.
.
.
.
.
.
.
ادامه دارد....
آخر شب پارت بعد رو میزارم
دیدگاه ها (۳)

چند شاتی درخواستیپارت 2چویونگ. تهیونگ خوبی ؟تهیونگ. دختره خر...

چند شاتی درخواستیپارت 3( ادمین. ونا بازم درباره کار و قراردا...

شخصیت های آرزوی دیدار توWISH MEET YOUاسلاید اول. جونگ کوکاسل...

WISH MEET YOUPART 1من هان ا/ت هستم و توی روستای چایان زندگی...

I loved be angel PART 10سرهنگ مین. سونگبین هنوز چیزی در مورد...

I loved be angel PART 12ویو شب ( ساعت ۹ ) ا/ت . این بارونه ه...

I loved be angel PART 7ادمین. بعد از شام ا/ت و یورا و سونگب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط