{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند شاتی درخواستی

چند شاتی درخواستی
پارت 2






چویونگ. تهیونگ خوبی ؟
تهیونگ. دختره خر من که میدونم کار خودشه الکی موهاشو ریخته رو صورتش صبر کن دارم برات هنوز نفهمیدی کیم تهیونگ کیه ( لبخند شیطانی
چویونگ. خیل خوب حالا بیا بریم موهاتو بشور بشین تو آفتاب خشک بشه
تهیونگ. خوب ( همین کار رو کرد
یورا. هعیی ا/ت ونجا رو با موهای خیس و حالت دارش چه خوشتیپ شده
ا/ت. به یورم هیچم خوشتیپ نیس
یورا. مطمنی کل دخترا دارن نشونش میدن
ا/ت. خو چیکار کنم.... یورا نگو از ون پسره خوشت ومده
یورا. نه بابا یه چیزی میگی واسه خودت
ا/ت. خوبه پس مسئله استاد رو حل کن
یورا. این خیلی سختههه بهم توضیح بده
ا/ت. هعییی بیا اینجا تا بهت بگم
تهیونگ. چویونگ پاشو بریم کلاس
چویونگ. ولی موهات هنوز خوب خشک نشده
تهیونگ. ولش بابا پاشو خسته شدم از نگاه های این دخترا
چویونگ. اوکی
زنگ خورد
( ا/ت و یورا رفتن تو کلاس ا/ت وقتی میخاست بشینه روی صندلیش رو نگاه کرد که چیزی روش نریخته باشه)
تهیونگ. نترس چیزی نریختم ( پوزخند
ا/ت. جرعت نداری بریزی ( پوزخند
تهیونگ. میبینیم ( پوزخند

( ادمین. استاد ومد و کلاس شروع شد و در اخر ساعت 6 بعد از ظهر دانشگاه تموم شد و سوار ماشین شد و برگشت خونه یه راست رفت تو اتاقش و خودش رو روی تخت ولو کرد و چند مین بعد بلند شد و یه دوش 20 مینی گرفت و ومد بیرون یه لباس مناسب تنش کرد و یه آرایش ملایم کرد و خودش رو که به شدت خوشگل شده بود رو توی آیینه برانداز کرد که پدرش در زد

گیهان. ا/ت دخترم حاضری بریم؟
ا/ت. بله پدر جان حاضرم ومدم
گیهان. افتخار میکنم که چنین دختر زیبا و زیرکی دارم
ا/ت. دست پرورده ایم پدر جان ( لبخند
گیهان. واقعیتت دخترم خوب افتخار میدی دست باباتو بگیری؟
ا/ت. با کمال میل ( دست پدرش رو گرفت
( ونا به باند رفتند و پدرش تمام ونجا رو نشونش داد و درباره کارش بهش توضیح هایی داد و در اخر به مهمونی بار رفتند و کنار بهترین دوستای پدر ا/ت نشستن هم چیز خوب بود تا اینکه...
ا/ت. ( این پسره اینجا چیکار میکنه؟.. وای خدا نگو اینم مافیاس یییی اخه اینم شانسه من دارم؟
گیهان. سلام چانهو ..... بفرما بشین
چانهو. سلام.. حتما... ( نشست) چه دختر زیبا و برازنده ای داری... سلام عرض شد خدمت شما
ا/ت. سلام... من ا/ت هستم ( تعظیم کوتاه
گیهان. بله همین طوره پسر شماهم همینطوره
چانهو. بله... ممنونم
تهیونگ. سلام...من تهیونگ هستم. ( تعظیم کوتاه
گیهان. دخترم ایشون بهترین دوستم و شریک من در همه عملیات ها و قرارداد ها ست امیدوارم شما دوتا هم بتونین مثل ما شریک های خوبی باشین
ا/ت. بله حتما پدر جان ( ذهن ا/ت صد سال سیاه من با این شریک شم
تهیونگ. بله.. باعث افتخاره ( حالم از این شراکت بهم خورد
چانهو. خوب گیهان نظرت چیه عملیات فردا شب رو به عهد تهیونگ و ا/ت بزاریم تا هم بیشتر با شغل آینده شون اشنا بشن و هم مثل ما شورکای خوبی بشن
ا/ت. تهیونگ. چییییی؟ ( بهم با یه نگاه ضایعی نگاه کردند
چانهو. چیشد شما که تا دو دقیقه پیش مشکلی نداشتیم؟
تهیونگ.. نه.. نه.... چیزه..... یعنی..... ( ا/ت پرید وسط حرفش
ا/ت. اشکالی نداره ولی لطفا دورا دور هواستون بهمون باشه چون ما تجربه کافی نداریم
چانهو. قطعا همین طوره
تهیونگ. هعییی خودم میتونستم اینو بگم هاا
ا/ت. حالا که نتونستین بگین و من گفتم
تهیونگ. نتونستم بگم چون شما پریدی وسط حرفم
ا/ت. خوب میخاستی مِن و مِن نکنی
تهیونگ. یه لحظه هول شدم اینطوری شد تو نباید میپریدی وسط حرفم
گیهان. هعییی... هعییی.... اروم.. باشه بابا شما هنوز کاری رو شروع نکرده اینجوری به جون هم افتادین من موندم در آینده میخوایین شریک های خوبی بشین
چانهو. هعیییی.... امیدوارم دوستی چندین ساله ما رو به باد ندین
گیهان. همچنین...





ادامه دارد........
دیدگاه ها (۳)

چند شاتی درخواستیپارت 3( ادمین. ونا بازم درباره کار و قراردا...

WISH MEET YOUPART 2 ( ادمین. ا/ت تمام لباس ها رو شست و برگشت...

چند شاتی درخواستیوقتی همکلاسین و از هم خوششون نمیاد و توی یه...

شخصیت های آرزوی دیدار توWISH MEET YOUاسلاید اول. جونگ کوکاسل...

I loved be angel PART 16فرمانده پارک . چطور قربان خواهرش رو ...

I loved be angel PART 10سرهنگ مین. سونگبین هنوز چیزی در مورد...

I loved be angel PART 12ویو شب ( ساعت ۹ ) ا/ت . این بارونه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط