{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#زمزمه_با‌هوا...

#زمزمه_با‌هوا...
من،،،این بیگانه ی ژولیده نیستم
که در آینه ئی بلند بالا
در برابرم
ایستاده است .
( مثل یکی دیوانه ی غریب )
من
او را نمی شناسم
بیش از سی سال است که
از هم جدا افتاده ایم .
من این پیر مردک ِ
بی سر و پا و نفرت انگیز را
نمی شناسم
و از دیدارش می خواهم
سرم را به دیوار بکوبم !
شب ها
تبدیل به چلپاسه می شود
( بیچاره خودش این را احساس می کند )
و روزها
مجسمه ی تلخ و تحمل ناپذیر است
یاس و نکبت است
من اما
در آن سال ها
که هنوز با خودم عاشقانه
دوست بودم
شبها
دو شاخه گل بهشتی می شدم
و روزها
تبسم ساز تمام لب های بسته .
نه
من این هیولا نیستم
و نه آن جوانک خوشبخت و مغرور
که شبها از اندرونش
شاخه گلی می روئید
گل هائی که نام بایسته ی
زنان حکایت های
منند...
من دیگر نه می توانم
و نه می خواهم
هیچیک از آن دو باشم .
من خودم هستم...
#چوک‌ِبَندِر
#ابراهیم‌منصفی_رامی‌جنوب
#بندرعباس
#هرمزگانِ‌زیبا
دیدگاه ها (۲۶)

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

فصل دومپارت ششم | شهربازی زیر نور ماهیک هفته بعد...لیانا روی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

p27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط