پارت ۲

پارت ۲
خلاصه رفتم هتل به چه هتل مشتی بود رفتم اتاقم و لباسامو عوض کردم گرفت تو تخت نرم و گرم خوابیدم چند دقیقه طول نکشید ‌که خوابم برد

نمیدونم چقدر خوابیده بودم ولی احساس کردم یه چیزی رفت تو بینیم و خیلی قلقلک آمد چشمامو باز کردم دیدم یکی از بچه های تیمه که اسمش فکنم سومین بود
جون هی: اهه با من چی کار دادی بزار بخوام دیگه اصلا تو کی هستی ولم کن
سومین:من سوجین هستم مربی گفت بیام بهت بگم پاشو دارم میریم بازار یکم گردش میخوایم از فردا تمرین و شروع کنیم منم خواستم صدات کنم‌ولی هرچی صدات کردم بلند نشدی این کارو کردم همین مربی گفت فقط یه ربع وقت داری حاضر شی وگرنه گفت خودش میاد
وای اگه مربی میومد مرگم حتمی بود به اون دختر که اسمش سوجین بود نه سومین گفتم آلان میام تو برو وقتی رفت بلند شدم و یه لباس سیاه پوشیدم کلا همیشه سیاه میپوشیدم خفن بود موهام هم که کوتاه بود کاریش نمیشد کرد من نمیدونم من که کلا دارک میپوشم چرا موهامو صورتی کردم اصلا کارام درست نبود رو به منوال نبود خوب دیگه برم که الان مربی پیداش میشه بدبخت میشم
وقتی رفتم پایین مربی یک نگاه عاقل اندر سهیفی به هم کرد و رو به بچه ها گفت که بریم

اسلاید دوم لباس جون هی برای خرید
دیدگاه ها (۰)

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

به زیباییه مشکی

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

رمان عشق ممنوع

رومان عشق پنهانی (پارت1)

اجبار به بدبختی پارت ۶

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط