بزن دف را که من امشب خراب یاد دلدارم

بزن دف را که من امشب خراب یاد دلدارم
پرُ از عشقم ولبریزم تُهی از عقل و پندارم
دیدگاه ها (۳۸)

امشب دوباره دست غزل می سپارمتهرگزمباد لحظه ای تنها گذارمتماه...

شانس منه خخخخ

دهانت را میبویند مبادا که گفته باشی دوستت می دارم.دلت را میب...

.پاسی از شب رفت، وقتش شد که بی تابت کنمآمدم با شعرهای تازه ب...

من خراب دل خویشم نه خراب کس دیگراین منم این که گشوده است به ...

خورشیدِ فردا کمی در تأخیر است؛ که امشب را در طولانی ترین لحظ...

امشب قلم با یادتو نغمه سرایی میکنددر قالب شعر غزل بس خود نما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط