{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برخی پلها معلوم نیست

برخی پلها معلوم نیست
که به کجا منتهی می‌شوند،
اما نوری در انتهای آن پل پیداست.
یاد زندگی‌ام می‌افتم!
نمی‌دانم که زندگی را چگونه و کجا به پایان خواهم برد؟
اما نور امید در برابر دیدگاه و درون دلم جاری‌است.
نوری که می‌دانم نسبتی با خدا دارد.
برخی پلها غرق در رنگ هستند!
یادم می‌آید که ای کاش من هم رنگ می‌گرفتم.
هر چیزی با رنگ خودش زیباتر است
و انسان با رنگ خدا...
دیدگاه ها (۲)

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

زنی با گردنبند مروارید اثر یوهانس ورمیر، یک نقاشی از عصر طلا...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

وفاق یا اختناقمحمدرضا طاهری🔹وفاق اگر میلی شود، رسانه را هم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط