{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...اگر انسان ماجراجویی پیشه کند، بی تردید تجربه هایی کسب

...اگر انسان ماجراجویی پیشه کند، بی تردید تجربه هایی کسب می کند که دیگران از آن محرومند...ما برای در پیش گرفتن این سفر، شیر یا خط انداختیم. شیر آمد؛ یعنی باید رفت.و ما رفتیم. اگر خط هم می آمد و حتی اگر ده بار پشت سر هم خط می آمد،ما آن را شیر می دیدیم و به راه می افتادیم. انسان میزان همه چیز است . نگاه من است که به همه چیز معنا می دهد.ما می خواستیم اینگونه باشد و شد. مهم نبود که آیا شتابزده تصمیم گرفتیم یا نه. مهم آن بود که گام در راهی می گذاشتیم که دوست داشتیم. ما به راه افتادیم و رفتیم و رفتیم. هنگامی که بازگشتیم دیگر آن آدم پیشین نبودیم.عوض شده بودیم. سفر نگاه ما را به اوج ها برده بود.بزرگ تر شده بودیم...
***کتاب:خاطرات سفرباموتورسیکلت/ارنستوچه گوارا/ترجمه ی رضابرزگر
دیدگاه ها (۵)

و کاش هرگز ندانیهوا چه بارانی استنفس چه سنگینو کوچه‌ها چه بی...

درد هایی در این دنیا هست، به آن عظمتکه دیگر در برابر آن ها ا...

برای همیشه دلم یک راه طولانی می خواهدآنقدر راه بروم تا از ح...

خــاطــراتــــ_افــلاڪـیــانشهیدعلے_عرب یڪ نوجوان پاڪ و بے آ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۲

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط