{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر بي صدا آمدم

آنقدر بي صدا آمدم
که وقتي به خودت آمدي
هيچ صدايي جز من نبود.
آنقدر ماهرانه
تمام تو را دزديدم
که خدا هم به شوق آمد.
آنقدر عاشقانه نگاهت خواهم داشت
که دنيا در احکام سرقت
تجديد نظر کند.
دیدگاه ها (۱)

خسته‌ام مثل درختی که به تنهایی خودبی ثمر مانده و کابوس تبر م...

شدم زمستان، وسط اردوگاه نازے ها، روے همان زمین هاے یخ زد...

حرف بزن ابر مرا باز كندير زمانيست كه بارانى امحرف بزن حرف بز...

بردن اسم تو آن قدر دهان مرا شیرین می‌کندکه مورچه‌هابعد مرگنا...

عشق در تاریکی۴.رفتم سمت میز آرایش و موهامو کامل خشک کردم و د...

عشق من p15باهاش چشم تو چشم شدم ماری:عه جونگ کوک اینجاییکوک:م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط