شکنجه از این بیشتر که پیش چشم خودت
شکنجه از این بیشتر که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
چه می کنی اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی ، برود ؛ از دلت جدا باشد
به او که دوست ترش داشته ، به آن برسد
رها کنی بروند، دوتا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
گلایه ای نکنی ، بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که ... نه ! نفرین نمی کنم ، نکند
به او که عاشق او بوده ام زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
چه می کنی اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی ، برود ؛ از دلت جدا باشد
به او که دوست ترش داشته ، به آن برسد
رها کنی بروند، دوتا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
گلایه ای نکنی ، بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که ... نه ! نفرین نمی کنم ، نکند
به او که عاشق او بوده ام زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
- ۴.۶k
- ۰۹ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط