{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی رسیدم خونه جونگکوک رفت درو زدم که مامان درو باز کرد

وقتی رسیدم خونه جونگکوک رفت درو زدم که مامان درو باز کرد
£سلام دخترمممم
_سلامم مامان خوبی
£تا تو باشی آره
!خانوم پس اینجا من چغندر هستیم
_سلام بابا
!سلام دخترم اومدی کره
_اهوم یه بازیگری دارم ولی نمیدونم قبول کنم یا نه
!قبول کن مگه ایرادش چیه
_خب...بابا میزاری بیام تو توضیح بدم
!بیا
اومدم تو خونه و روی کاناپه نشستم
_خب بابا من نقش اصلی هستم و اونجور که بازیگری هست معشوقه من توی فیلم چیزه ام...جونگکوک پسر عمو
!خب قبول کن
_بابا من از اون بدم میاد چه برسه بیام...
!فهمیدم(خنده)
_نمیدونم چیکار کنم
!راستی خانوم داداش زنگ زد گفت امشب میام اینجا شام
£دوباره اینا(زیر لب)
!چیزی گفتی
£نه
ویو شب
تقریبا همه یعنی پدر جونگکوک خودش و دوست دخترش اومدن خب مامان جونگکوک هم فوت کرده
ب.ک:خب عزیزم ا.ت شما چرا اومدین
_خب میخوام تو یه سریال بازی کنم حالا میخوام ببینم قبول کنم یا نه
ب.ک:خب قبول کن مگه ایراد داره
_از نظر من ایراد داره
+من میدونم چیه
×چیه کوکی بگو بهم(لوس)
+لازم نکرده تو بدونی
×اصلا قهرم
+عزیزم قهر نکن
داشتم بالا می آوردم لونا رفت که با مامان میز رو بشینه منم نشستم تو گوشی بودم میدونستم داره جونگکوک نگام میکنه برای همین بهش پیام دادم
_نگام نکن
گوشیش رو باز کرد و یه نیشخند زد و پیام داد
+با کی چت میکنی
_به تو ربطی نداره
+به شوهرت ربط داره
_دوست داری برم به لونا نشون بدم اینو
+برو
_باشه به وقتش
سر شام بودیم که جونگکوک هی نگام میکرد کلافه شده بودم برای همین سریع غذا خوردم و رفتم توی اتاقم
که یهو یکی در زد
_بیا تو
+سلام
_علیک
چیکار میکنی
+به تو ربطی نداره
گوشی رو ازم کش رفت
+شوگا کیه
_همکارم
+مگه همکار ها اینجوری حرف میزنن
_بله
_حالا گوشیو بده
+بگیرش
پاشدم و میپریدم که یهو داشتم می افتادم که از کمر منو گرفت بهم زل زده بود
_میزاری منو زمین
+نه
_چرا
+...
تو چشمم زل زده بود که یهو...
دیدگاه ها (۶)

که در باز شد×وایسا ببینم جونگکوک چرا ا.ت رو بغل کردی_راستش د...

عشق سریالی_پارت اول

عشق سریالی_معرفی

وقتی خواستم درو باز کنم دیدم قفله_کلیدو بده+نمیدم_بدهههههه+ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط