{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خواستم درو باز کنم دیدم قفله

وقتی خواستم درو باز کنم دیدم قفله
_کلیدو بده
+نمیدم
_بدهههههه
+نچ
خودم رو زدم به گریه که داد و درو باز کردم عه صبحونه حاضر کرده بودن
جونگکوک اومد دقیقا جلوم نشست
_صبح بخیر
£صبح بخیر
!راستی شما چرا از یه اتاق بیرون اومدین
_ها
!میگم چرا از یه اتاق بیرون اومدین
_ها
+صبح رفتم تو اتاقش چون گوشیم تو اتاقش افتاده بود و برداشتمش
_آها آره آره
!اهوم
ب.ک:راستی لونا کو
+رفت
ب.ک:کجا
+رفت خونه خودش
ب.ک:چرا
+...هوفف نمیخوامش...دوستش ندارم...بهش گفتم کات کنیم...
ب.ک:چرا مگه چی شد
+یکی دیگه رو دوست دارم(پوزخند)
ب.ک:کی
+به موقعش میفهمین
ب.ک:امیدوارم دختر خوبی باشه
+خیلی(نگاه به من کرد)
اوف چیکار کنم میخوام اون سریال رو قبول کنم
_خب مرسی من برم
+کجا
!تو چیکار داری پسر
+خب من میبرمش
_دارم میرم پیش نامجون میخوام سریال رو قبول کنم
+خب منم اونجا میرم میبرمت
_...باشه
رفتیم تو ماشین هیچی نگفتیم که رسیدیم
_سلامم
÷سلام چیه خوشحالی
_میخوام قبول کنم از کی شروع میشه برای فیلمبرداری
÷از الان
_چ...چی
€از الان
+خب باشه
€خب...صدا،دوربین،حرکت
خلاصه ا.ت اولاش رو بازی میکنه تا جونگکوک میاد
ویو کوک
داشتیم فیلم بازی میکردیم که به جاهای حساس بوسه رسیده بود هه ا.ت قلبش تند تند میزد و عرق کرده بود الاهی مظلوم
ویو ا.ت
دیگه تموم شد تا فردا که دوباره فیامبرداری کنیم
€عالی بود خب تموم شد تا فردا
_باشه(سرد)
حرف میزدیم که گوشیم زنگ خورد
دیدگاه ها (۳)

میگه فالوور هاتو دوست داری؟مگه میشه دوست نداشت با این همه پی...

_الو&سلام ا.ت خوبی_عه سلام شوگا خوبی&اهوم میگم که کجایی+کیه_...

بچه ها یکی این کامنت رو برای فیک عشق سریالی گذاشته حرف من ای...

دوباره شروع کرد به بوسیدنم خیلی بد مک میزد طوری که مزه خون ر...

ا. ت میدونست که اعتراف به جانگ کوک ممکنه خطرناک باشه ولی قل...

کوک : راستی ا. ت من به یک مهمونی دعوتم با من میای؟ا. ت : امم...

#زیبایی.توPart: 1ویو ا/ت:شب ساعت 10:00 بود هنوز منتظر بودم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط