{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P8

P8

ا‌.ت ویو

همه داشتن باهم دعوا میکردن که شوگا منو برد خونهی مشترکی که با اعضا دارن و بهم ی اوتاق دادن


ا.ت: رفتم تو اتاقو نشستم که شوگا اومد تو

ا.ت: بیرون

شوگا: درواقع توباید بری

ا‌.ت: ولی من اینجا میخوابم

شوگا: اره تو اتاق من

ا.ت: حالا هرچی

شوگا: خوب...

ا.ت: درد انار اگه نری بیرون جیغ میزنم

شوگا: .....


ا.ت: جیغغغغغغ


نام: صدای ا.ت اومد منو جیمین و کوک رفتیم ببینیم چیشده.چ.چیشده

ا.ت: هیچی اینو ببرید بیرون

نام: شوگارو سه تایی گرفتیم ببریم ولی نمیومد

شوگا : ولم کنید ی دیقه ولم کردن و رفتم طرف ا.ت و رفتم تو گردنش و ی مارک انداختم خشکش زده بود

کوک: اهم بزارید ما بریم بعد

ا.ت: برو بیرون رفت بیرون از خجالت رفتم زیر پتو.....
دیدگاه ها (۰)

P9 یونگی: اومدم نشستم بیرون و رفتم تو گوشیو چون قبلات از ازم...

P10نام: یونگی نمیری بخوابی یونگی: نه من همینجامیخوابم نام: ا...

P7 ویو اعضا توی خونه نام: خب دوستان شوگا از دیشب هیچی نخورده...

P6 شوگا : کلافه تو موهام دست کشیدم که دیدم ی کاغذ برداشت و ش...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط