{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My_company_model

My_company_model
پارت 22
ویو بینا
با نور خورشید بیدار شدم توی تخت بودم صدای شرشر اب از حموم می امد یه لباس برداشتم و حولمو دستم گرفتم منتظر شدم از حموم بیاد بیرون.
_بینااا
+بله
_حولمو میدی
+ام کجاست
_روی میز گذاشتم
+دیدمش.. بیا
_مرسی
+خواهش
بعد از 5مین امد بیرون حوله رو دور کمرش پیجیده بود و داشت موهاش با یه حوله دیگه خشک میکرد سریع دستمو گذاشتم روی چشمم
_چیه جذاب ندیدی(بم)
+عاا... ن...نه من.... می...میرم حموم.
_باشه باشه برو (خنده)
به سمت حموم پا تند کردم و یه دوش ۳٠مینی گرفتم همونجا لباسمو پوشیدم امدم بیرون
وقتی امدم بیرون جونکوک نبود که یهو
ویو جونکوک
تصمیم گرفتم بترسونمش پس همین که امد بیرون از حموم حولش دادم روی تخت.
+(جیغغغغ) چی کارررر میکنییییی
_هچی
+دیوانه
_بریم سریع بچه ها منتظرن
+باشه
ویو بینا
رفتم آماده شم یه شلوار بگ پوشیدم با یه کراپ تاپ موهامو باز گذاشتم و یه ضد افتاب با یه تینت زدم و کفش اسپرت پوشیدم رفتم پیش بچه ها.
&داداش دیشب دیر امدی کجا بودی؟
_گفتم که کاری برام پیش امده بود.
@خیلی خوب بسه دیگه بریم رستوران غذا بخوریم؟
♡ارع موافقم
☆&_+$بریم
همه باهام رفتیم یه رستوران که توی راه دیده بودیم.
+خب بچه ها چی بخوریم؟
@دوکبوکی ندارن؟
+نمیدونم؟
_ببخشید میشه واسه همه نودل و گوشت گاو بیارید و مخلفات کنارش
گارسون=چشم
+چرا نمیزاری هرچی میخان بخرن؟
_چون غیر از این غذا چیز دیگه ای نداره که صلاح بدونم بخوری!
+جان؟؟؟ تو چیکاره منی دستور میدی که چی بخورم و چی نخورم؟
_ساکت باشو منتظر غذات باش(سرد)
+الاغ
☆چی میگید شما دوتا؟
+هچی... فقط ـ.... داشتیم در مورد کار حرف میزدیم
☆اهان (چشاشو ریز میکنه)
(غذا رو اوردن)
ویو جونکوک
همه غذامون رو خوردیم تصمیم داشتیم که بریم هتل یه استراحت کنیم دوباره بریم بیرون.
+اخیششش من برم دستشویی الان میام.
ویو بینا
از صندلی پاشدم و به سمت سرویس قدم برداشتم دستشویی کردم و ابی به صورتم زدم...
ویو جونکوک
_بچه ها گوشیم داره زنگ میخوره الان میام.
&برو داداش راحت باش
از صندلی پاشدم و یه راست رفتم سمت دستشویی. همین که در را باز کردم بینا خانم میخاست بره بیرون حلش دادم سمت دیوار دستامو دورش حصار کردم.
+عاعا چی کار..... میکنییی.
_هچی
ویو بینا
دستشو پس زدم امدم بیرون از دستشویی کمی بعد اونم امدـ
&کی بود داداش.
_هچی زیاد مهم نیست
همگی به سمت هتل رفتیم و استراحت کردیم...

منتظر پارت بعدی باشیددد..

شرط: 40لایک
دیدگاه ها (۴۹)

....

#My_company_model پارت 23ویو بینا دیشب اصلا خوابم نبرده بود ...

#My_company_model پارت 21ویو بینا سوار ماشین شدیم که بریم هت...

#My_company_model پارت20ویو بینا با نور خورشید بیدار شدم و م...

#My_company_model پارت 26ویو بینابا نور خورشید بیدار شدم و خ...

#My_company_modelپارت 1ویو بینا: امروز قرار بود برم پیگیر کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط