{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#My_company_model

#My_company_model
پارت 21
ویو بینا
سوار ماشین شدیم که بریم هتل ولی یکم دقت کردم دیدم جونکوک از یه راه دیگه داره میره
+اشتباه نرفتی؟
_(پوزخند)
+هعی چرا هرچی بهت میگم پوزخنده مسخره میزنی دلقک
_اولن دلقک خودتی دومن داریم میریم یه جایی
+منننن دلقکممممم؟؟؟(داد) خب حالا کجا میریم(اروم)
_میفهمی
+اوففففف باشعععع
تقریبا 20مین توی راه بودیم
+بچه ها میدونن کجا میریم؟
_بهشون گفتم توی راه کاری برام پیش امد.
+اسکلی توی چین مثلا چه کاری میتونی داشته باشی
_بلخره
+نرسیدیم
_یکم صبر داشته باش اوف
+باشههههه
توی حال خودم بودم که صدای بارون توجه منو جلب کرد.
+عههه بارونن(ذوق)
_بارون ندیده نیستی کع هستی؟
+درد (چشم قره)
_خب خانومی پیاده شو
+چرا بارون خیسم میکنه.
_دختره لجباز
ویو جونکوک
از ماشین پیدا شدم و رفتم در بینا رو باز کردم و دستمو زیر پاش بردم و براید استایل بغلش کردم
+(جیغغغغغغغغغغغغ) چی کار میکنییییییییییی
_(پوزخند)
در ماشین رو قفل کردم و به سمت مقصدم پا قدم گذاشتم و بینا همینطوری توی بغلم بود.
+میشه بزاریم پایین؟
_نچ
+لوطفااااا
_نچ
+بزارمم زمیننن
_نچ
+درد و نچ کوفتو نچ
_(خنده)
ویو بینا
توی بغلش حس خوبی داشتو و از نیم رخ چقدر کراش بودددد... چی میگم. من واییی
+شازده بلخره رسیدیم یا نه؟
_بله پرنسس وراج
از لقبی که گذاشته بود خوشم امده بود(پرنسس وراج)
+اینجا کجاست؟
_خببببب.... سینما توی چین
+جانن من حتا چینی بلد نیستم... مردک اسکلم کردی
_مردک؟
+چیزه نه (خنده عصبانی) اره مردک(عصبانی)
_هتل نشونت میدم فعلا بیا بریم تو فیلمش زبان کره ای داره.
+باشه ولی حرف اولت رو نادیده میگرم
_میخای نادیده بگیری بگیر کار خودمو میکنم.
+(اداشو در میاره)
_بریم تو(حرصی)
+باشه
ویو جونکوک
بیلط رو گرفتم که بازومو گرفت
_چیه؟
+بدون خوراکییی(مظلوم)
_اووو اره بریم
یه پفیلا (از اصلان بگم چسی نیستم بگم پاپکرون😒😉)
با چیپس و.. خردیدیم رو رفتیم توی سالن
+نمیتونستی یه فیلم بگیری که باحال باشه؟
_باحاله
+از جمعیت اینجا معلومه(هچکس نیست)
_خب قروبون اکیوت برم همه بلیطارو خریدم.
+اسکلی
_دیگه
ویو بینا
تقریبا 1ساعت و نیم بعد فیلم تموم شد خسته بودم خواب الود بودم.
+خوابم میاد(خواب الود)
_داریم میریم هتل
+(جملات نا مفهموم)
_ای دختره اسکل
ویو جونکوک
براید استایل بغلش کردم و رفتم سمت ماشین در ماشین رو زدم گذاشتمش روی صندلی کمربندشو کشیدم که وقتی خواستم سرمو بیارم بالا نگاهم چفت شد روی لب.ش
بو.سه ارومی روی لب.ش زدم و سوار ماشین شدم به سمت هتل.

هعییی صحنهههه🦋
شرط: 30لایک
دیدگاه ها (۱۵)

#My_company_model پارت20ویو بینا با نور خورشید بیدار شدم و م...

#My_company_model پارت 19_من امدم. +چی غذا خریدی؟ _پیتزا+بیا...

#My_company_modelپارت4ویو جونکوک امروز قرار بود به بینا همون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط