{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خون اشام جذاب من🧛🏻‍♂️

خون اشام جذاب من🧛🏻‍♂️
پارت 17
پایان ا.ت ویو
از زبون جیمین
از اینکه دیدم ا.ت تو این حالته بغضم گرف ولی خودمو نگه داشتم چون میدونستم بازم زنده میشه و حالش خوب میشه
جیمین: خوب فیلیکس اون خونو بهش بده دیگه
که دیدم کل اون خون رو خودش خورده و چیزی ازش نمونده
جیمین: اهای داری چی کار میکنی مگه نمیخواستی بهش بدی زود باش دیگه
فیلیکس: حالا فهمیدی چه حسی داره وقتی منو اونجا رها کردی به حال خودم و اعتماد بینمونو شکستی😒
جیمین: تقصیر من نبود
فیلیکس: پس کار کی بود(با عربده)
جیمین: کار یونا بود(دوست قدیمیشون) اون بهم گفت که این کارو باهات بکنم برای شوخی جشن تولدت و بعد برم و خود یونا میاد نجاتت میده ولی من 3 ساعت منتظر موندم ولی خبری نشد برای همین خودم رفتم تو و دیدم که هنوز اون دستگاه کشتار روشنه و دست قطع شده تورو دیدم برای همین فکر کردم مردی لطفا منو ببخش🥺😭
فیلیکس: باشه ولی میتونستی یه خبری از یونا بگیری که
جیمین: بعد اون فهمیدم که از کشور خارج شده ولی لطفا این کارو با من نکن ا.ت رو از من نگیر
فیلیکس: ن دیگه نمیتونم هیچوقت اعتماد بینمونو برگردونم و حالا هم تو زجری که من کشیدم و درک کن و قبول کن که دیگه ا.ت مرده😒
جیمین: نهههههههههههههههه(با داد و عربده و گریه)
پایان فصل اول🖤🍷
دیدگاه ها (۲۰)

سناریو درخواستیوقتی میگی بوس میخام..نامجون: ا.ت خوتی کسی مغز...

بایسممممممم💋🌈🥵

خون اشام جذاب من🧛پارت 16پایان فلش بکجیمین: تو حتی نذاشتی من ...

#سناریو_درخواستی :وقتی بچه ی اعضاوا/ت مامانشو اذیت میکنه (هم...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part³بعد از پیدا کزدن کتاب ا/ت با لبخن...

چند پارتی از نامجون درخواستیوقتی بین تو خوبی داداشت فرق میذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط